خانوما من یه دوست دارم که این یه شهر دیگه زندگی میکنه هر دومونم ۱۹ سالمونه خلاصه این پارسال با خانوادش از یه شهر اومدن خونه ما و ۳ روز موندن و ما هم خیدی پذیرایی کردیم تازه بی خبر اومدن یه هو گفتن ما اومدیم آدرس بده خلاصه از پارسال اصرار میکنه بیام این شهر ببینمش و فلان و بهمان خلاصه ما اومدیم خب ما اونجا خیلی راحت نیستیم اینجا یکی از فامیلامون هس اومدیم خونش مادرش زنگ زد گف بیاین اینجا ولی نگف کی ما گفتیم دیگه مزاحم نمیشیم یه روز دیگه میایم میریم خونه فامیلمون اونم گف باشه این ماله ۳روز پیشه