بچه ها من و نامزدم سی و شش روزه قهریم. خودم قهر کردم. چون خیلی دلخوریام از دستش زیاد شده بود. شرح مشکلاتمون تو تاپیکای قبلی هست. انقدر مشکلاتمون زیاد بود که تصمیم گرفتم یه مدت جدا باشیم تا بتونم تصمیم بگیرم. این سی و شش روز هزار بار مردم و زنده شدم. عین احمقا صبح تا شب فال حافظ میگیرم. شدیدا احساس تنهایی میکنم. با اینکه رابطه ام با خونواده خودم خیلی خوبه ولی جای خالی اونو شدیدا حس میکنم.
به خودم قول داده بودم نرم سراغش تا خودش بیاد و بهم قول بده که کمک میکنه همه چیو درست کنیم.
هر چند خیلی بهم سخت گذشت اما تحمل کردم و بهش پیام ندادم.
ولی امشب دارم از دلتنگی میمیرم. از ساعت دوازده تا الان دارم یک سره گریه میکنم. دلم عشق میخواد. دلم میخوام دوباره دوستش داشته باشم. دلم میخواد دوباره کنار هم باشیم. ولی باز میترسم همه چی خراب شه. میگم این همه صبر کردی بازم صبر کن اگه بخواد خودش برمیگرده
خواهش میکنم درست راهنمایی کنین. شوخی و مسخره بازی رو ببرین تو یه تاپیک طنز. من الان انقدر حالم بده که حس میکنم تا صبح زنده نمیمونم. واقعا نمیبخشم کسی رو که بیاد پست بیخود بذاره