اوايل كه قهر ميكرديم من دلم تاب نمياورد
هي پيش قدم ميشدم واسه اشتي،اما الان سعي ميكنم بي اهميت باشم
ميگن انتظاراتونو بگين به شوهراتون من هزاربار گفتم و تاثير نداره
ما خانوما دوست داريم حرف بزنيم راجب ناراحتيمون
مثلا وقتي دلخورم نهايتش اينه واسه لمسم مياد سمتم
اصلا حررررفي نميزنه فكر ميكنه بعدش همه چي حل شده و من خوبم ولي اينحوري نيست واقعا
الانم قهريم طبق معمول منو مقصر ميدونه،جاشو كرده
واقعا از نفهمي اين مردا در عجبم