سلام دوستان من یه خاله دارم که خیلی مهربون و ساده و کم حرفه بعد یه هوو هم داره که اونم خیلی مهربون و ساده و کم حرفه یعنی باورتون نمیشه هر چی از سادگی و مهربونیشون بگم. این خاله ی من و هووش تو یه خونه با هم دیگه زندگی میکنن اون خانم بچه دار نشده و شوهر خالم با خاله ی من ازدواج کرده و صاحب دو فرزند شده یه پسر و یه دختر.
پسر خالم الان ۲۵ سالش هس و میخواد با یه دختر خانمی ازدواج کنه و تازه تو مرحله ی آشنایی هستن
فردا اولین قراره حضوریشون هست با همدیگه دوتایی. حالا به نظرتون پسرخالم چه موقع به دختره بگه که من نامادری دارم؟ چون اول و آخرش دختره میدونه. لطفا کمکش کنید. من هر چی بگید بهش میگم.
از این کاربری دو نفر استفاده می کنند.من و خواهرم. سپیده و هدیه
فیلم مارجانم دو تا هوو بودن تو یه خونه حتما نگاه کنین من خیلی دوسش داشتم😊عدر میخام ربطی به تاپیکت نداشت ولی باید اولش همه چیزو بگه به اون خانم فک نکنم مسکل بزرگی باشع
این و ان هیچ مهم نیست چه فکری بکنن...غم نداریم بزرگ است خدای خودمان
اجازه بدند که همدیگه رو کمی بشناسند و بعد خیلی عادی این مسئله رو بیان کنه
تا وقتی خوده دختر خانم کمی با خانواده رفت و آمد کنه متوجه عادی بودن محیط خانواده میشه و درصورتی که پسرخالتون به دلش نشسته باشه جواب مثبت میدن ان شاالله
درضمن؛ پسرخالت هم حق داره با زنی همراه ازدواج کنه، نه دختری لوس و ناز پرورده که شرایط رو مخل زندگیش میدونه
با وجود روحیه فمنیستیم، به پسرخالتون بگو خودش رو دست کم نگیره، هرچی باشه تو یه خانواده سالم بزرگ شده و انقدر انسان درستی هست که توی سن 25سالگی که اکثر جوونها دنباله جوونی کردن هستن، ایشون دنباله تشکیل خانواده و مسئولیت پذیری هست
درنهایت هم اگه دختر خانم تنها نگرانیش این بود پسرخالتون هم روزی اینکار رو کنه، پسرخالت بهش قول بده که توی شرایط ضمن عقد قید میکنه که به زندگیه زناشویی اش وفادار بمونه