لب دریا بود😍
وای خیلی حس و حال قشنگی بود.
لب دریا نشسته بودم یدفعه حس کردم یکی از پشت داره نگام میکنه
برگشتم دیدمش... یه دل نه صد دل عاشقش شدم.
همونجا فهمیدیم تهش ازدواج میکنیم.
باهم دوست شدیم،بهم گفت یه خونه برات اجاره کردم میخوای بمونی که از خوابگاه بیای بیرون
گفتم کجا؟گفت تو خونه ی قلبم،باهام ازدواج میکنی؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
البته اینا رو خواب دیدم،من سینگلم😂