2777
2789
عنوان

تنهایی پاییز من

23 بازدید | 0 پست

هر سال از اوایل مهر تنهایی من شروع میشه 

نمیدونم طلسمه یا قسمت 

من اخر روزای اخرین ماه پاییز تولدمه و همیشه نزدیک تولدم کم کم این طلسم شرع به شکستن میکنه 

از وقتی یادمه همین بوده سالهای اول خیلی اذیت میشدم 

حتی چند سالی ام شروع کردم به خوشگذرونیای پاییزی و شبگردی و دورهمیای مختلف

اشنا شدن با ادمای جدید 

اما تو تمام شلوغیای از ته دل تنها بودم و احساس غربت داشت تمام جشنا و شلوغیا 

اما این اواخر کم کم با هم دوست شدیم و

دیگه ازش ناراحت نیستم 

حتی خیلی ام لذت میبرم 

خودم برای خودم میز میچینم و تنهایی فیلم مورد علاقمو میبینم 

گاهی برای خودم کتاب مورد علاقمو میخونم و گاهی با لیوان نوشیدنی گرم لب پنجره به خودم برگای درخت پرتقال همسایه رو نشون میدم که هنوز سبزه 

یا برگای درخت خونه ی حاج خانوم که کم کم داره زرد و قرنز و طلایی میشه 

شبا اما سخت میگذره 

اگه ساعت خوابم بگذره و برنامه خوابم به شب بیداری بگذره بیشتر سخت میشه و سخت تر 

برای همین سعی میکنم جوری تنظیم کنم خوابمو که صبجا زود بیدار بشم 

ولی از حق نگذریم روزای پاییز خیلی دلنشینه مخصوصا صبحایی که هوا بوی پاییز و بادای پر از برگای رقاص و دوره گرد داره 

امسال میخوا تمهایی پاییزمو 

با نوشتن بگذرونم راجب بالا پایین زندگیم و پیچ و خمش 

که کم از چالوس نداره همونقدر پر پیچ همونقدر پر از قشنگی و دره و دلگیری 

ممنون از وقتی که برای خودن نوشته هام میزارید

امیدوارم براتون جالب باشه 

حالا اصلا موافقید؟؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792