بعد دیگه خییییلی دو دل بودم(خاهرمم قرار بود یه ماما معرفی کنه برم برا سقط) شب میخاستم بخابم گفتم خدایا یه راهی جلو پام بذار .
شبش خاب دیدم یه خروس رو گوشه دیوار نگهداشته بودم هرچقققققد با چوب بهش زدم نمرد بعد تند تند میگفتم این خروس مال مادرشوهرمه تا حواسش نیست بکشینش. بعد خاهرم اومد گفت اینجوری نمیمیره بده سرشو ببرم.
دیگه صب که شد کلاااااا منصرف شدم تعبیر خاب نگاه کردم که خروس نشانه خیر و برکت