2821
2789
عنوان

سقط جنین

179 بازدید | 21 پست

سلام دوستانی که ناخاسته باردار شدن و قصد سقط دارن بیان.

من خودم باردارم و ناخاسته باردار شدم اولش خاستم بچمو بندازم ولی بعدش تصمیمم عوض شد به هزار و یک دلیل . این تاپیک رو زدم که اگه کسی قصد اینکارو داره با حرفام ارومش کنم شاید نظرش برگشت

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

بنظرتون میشه کسی حامله باشه وبی بی منفی شه

ممکنه بی بی چک خراب باشه

این کاربری دست ۵۰۰نفره،اگر اینجا احیانا خالی بستم بعدش سوتی دادم و گندش درومد،مطمعن باش،من نبودم و اون ۴۹۹نفر دیگه هستن😂

من خودم الان ناخواسته باردارم اوایل انقدگریه میکردم اما الان بهترم ولی زیاددوسش ندارم به اون صورت شما چی شدمنصرف شدین ازسقطش

هیچگاه  نه  به کسی  بخندید نه  فضاوتش  کنید  هرگز   نمیدانید  شاید  روزی  شما  هم  در  همان  شرایط  قرار  بگیرید
من خودم الان ناخواسته باردارم اوایل انقدگریه میکردم اما الان بهترم ولی زیاددوسش ندارم به اون صورت شم ...

الان چند وقتته???منم اصلااااا حسی بهش نداشتم.

تا اینکه برا اولین بار رفتم سونو و صدای قلبشو شنیدم ....

من خاستم سقط کنم اولش از اینکه بعدش دوباره باردار نشم ترسیدم از هرکس پرسیدم گفتن ممکنه چسبندگی رحم پیدا کنه و بعدا نازا بشی حتی یکی از دوستام گفت اول از شوهرت تهعد بگیر که اگه مشکلی برا نازایی پیش اومد نگه زن میخام یا طلاقت بده بخاطرهمین بیشتر ترسیدم

من خودم الان ناخواسته باردارم اوایل انقدگریه میکردم اما الان بهترم ولی زیاددوسش ندارم به اون صورت شم ...

بعد دیگه خییییلی دو دل بودم(خاهرمم قرار بود یه ماما معرفی کنه برم برا سقط) شب میخاستم بخابم گفتم خدایا یه راهی جلو پام بذار . 

شبش خاب دیدم یه خروس رو گوشه دیوار نگهداشته بودم هرچقققققد با چوب بهش زدم نمرد بعد تند تند میگفتم این خروس مال مادرشوهرمه تا حواسش نیست بکشینش. بعد خاهرم اومد گفت اینجوری نمیمیره بده سرشو ببرم.

دیگه صب که شد کلاااااا منصرف شدم تعبیر خاب نگاه کردم که خروس نشانه خیر و برکت

الان چند وقتته???منم اصلااااا حسی بهش نداشتم. تا اینکه برا اولین بار رفتم سونو و صدای قلبشو شنیدم . ...

الان26هفته هستم من لگدمیزنه یه کم قوربون صدقه اش میرم بخدامنم ازهمین ترسیدم بعدابچه دار نشم اوایل همش میگفتم سقط کنم شوهرم حالمومیدید میگفت باشع بعدبهم گفت من چندساله دیگه بچه میخوام اگه دیگه بچه دارنشدی چی واینا منم ترسیدم منم حسابی لاغرکرده بودم دیگه شوهرم گفت اینم بیارما دیگه بچه نمیاریم دوتا بشن اگه سقط کنی بعدا بچه دارنشیم من میدونمو وتو خلاصع راضی شدم دیگه اینم نگه دارم چون چندسال دیگه خواه نخواه بچه میخواستم عذاب وجدان واقعا خفم میکردلابدقسمت بوددیگع

هیچگاه  نه  به کسی  بخندید نه  فضاوتش  کنید  هرگز   نمیدانید  شاید  روزی  شما  هم  در  همان  شرایط  قرار  بگیرید
بعد دیگه خییییلی دو دل بودم(خاهرمم قرار بود یه ماما معرفی کنه برم برا سقط) شب میخاستم بخابم گفتم خدا ...

وااااااااااای یاخدایا دیگه نشانه ازاین بزرگ ترعلنی خواب دیدی سقطش نکن بخدا موهای تنم سیخ شد لابدیه حکمتی توکار هست ایشالله که قدمش خیره

هیچگاه  نه  به کسی  بخندید نه  فضاوتش  کنید  هرگز   نمیدانید  شاید  روزی  شما  هم  در  همان  شرایط  قرار  بگیرید
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز