راستش یه مدت با ی آقایی آشنا شده بودمو تلفنی حرف میزدیم بعد رابطمون جوش خورد ب گفته خودش عاشقمه هی میگه بیام خاستگاری اما من میترسم... میگم نه هنوز ایشون مجرد هستن من یبار نامزد کردم جدا شدم همون اول هم بهش گفتم این موضوع رو از اخلاق و خصوصیاتش بگم ک خیلی به شدت مهربون و خوش اخلاق و ساده و چشم پاک اونجوری ک من شناختم اما شکست اولی ک تو زندگیم داشتم باعث شده بترسم ایشون انقدر خوبن ک من باورم نمیشه میترسم نقش بازی کنه اما خب ۹ ماهه میشناسمش چیزی ازش ندیدم یبار خواستم قطع رابطه کنم زنگ زد ب مادرم گریه کرد خواهرش فرستاد خونمون خواهرش میگفت داداشم حالش بده چیزی نمیخوره خیلی دخترتونو دوس داره بعد از اون موقع مادرم میگه باهاش ازدواج کنم میگه خیلی دوستت داره اینکه من یبار نامزد بودم جدا شدم مشکل ایجاد میکنه تو زندگیم ب نظرتون ؟ از نظر مالی ماشین خونه کار اوکی هستش و فکر زندگیشه مشخصه البته اینا برام مهم نیس گفتم ک دیگه سوالی باقی نمونه نظرتونو میگید