شعر یعنی ناگهان…! یک اتفاق ساده نیست
شعر در قاب نگاه من ، تمام زندگی است
شعر یعنی ، ترجمان داغهای سینهسوز
شعر یعنی ، یک نفر تنهایی خود را گریست
شعر یعنی ، مرهم لبخند بر لبهای غم
کاش میفهمیدی ای دل ، مهربانی را که چیست !
شعر یعنی ، دست امدادی که دارد بوی عشق
شاعر این دست روشن ، هیچ میدانی که کیست ؟
شعر یعنی ، انتشار مهربانیهای ما
شعر یعنی ، خوب من ! باید کنار عشق زیست
شعر یعنی ، در کلاس دوستی اول شدن
بر زبان دفتر مشق محبت ، طعم بیست
شعر یعنی ، بوی گل همسایه احساس ماست
منزل اواز بلبل ، ان قدرها دور نیست
شعر یعنی ، ناگهان فهمیدن این راز سرخ :
تا که لبخند شقایق هست !، فصل زندگی است
شعر یعنی ، رستخیز واژههای ناگهان
شعر، آری نازنین ، یک اتفاق ساده نیست