بنظرم یه مدت خواهرت و خانواده ات و شوهرخواهرت و اینارو ول کن،،،
بچسب به زندگی و شوهرت و بچه ات،،،اونوقت ببین چقدر رابطه ات با شوهرت خوب میشه و روابط تون گرم میشه ،،،،
الان خانواده شما شوهر و دخترت هست ،،،،اکه اینقد وابسته به خواهرت و خانواده ات بودی خب ازدواج نمیکردی !!!
خب یه مدت خانواده ات و خواهرت رو ول کن بابا ،،،،،تو تاپیک هات دیدم گفتی اگه از آسمون سنگ هم بیاد باید دوشنبه ها برم خواهرم رو ببینم حتما ،،،چقدر هم دعوا کردی با شوهرت سر این موضوع !!!!!!!چقد بچه ننه هستی!!!!
شوهرت اصلا آرامش و اعتماد نداره کنارت،،،،،چون فکر و ذکر شما همش شده خانواده و خواهرت ،،،اصلا براش شوهرت ارزش و احترام قاعل نمیشی!!!
اصلا این حس رو به شوهرت ندادی که اولویت اول زندگیت اونه
شما یه مدت بی خیال خواهر و مادرت بشو و روابط رو کم کن و بچسب به شوهرت و نسبت به خانواده ات بی خیال شو،،ببین شوهرت چقدر تغییر میکنه و حتی طرف خانواده ات میاد