سلام خانوما
دیشب با خاستگارم رفتیم بیرون سه روزع میگه ازت یسری سوال دارم تا میریم بیرون فقط منو نگاه میکنه هیچی نمیگه هرچی بهش میگم حرف بزن میگه تو حرف بزن لجم میگیره از این کارش
دیشب فقط گفت چرا منو قبول کردی چه حسی بهم داری
گفتم نمیگم وابستت شدم اما مهرت ب دلم افتاده
بعد اون بیشور هزاربار گفتم تا گفت
گفت بعد از خونه شما ما میخواستیم چندجا بریم خونه شما اولین خونه بود اما تا دیدمت ازت خوشم اومد و دیگه نرفتم هیچ جا
میدونم خیلی حرف دارع ولی نمیزنه میگه ما تازه سه جلسس داریم میایم بیرون انتظار نداشته باش همه حرفامو بزنم
خب منم سختمه من دیگ حرفام ته کشیدن اون فقط میگ تو حرف بزن 😭😭😭😭