من خونواده خیلی آبروداری دارم و از طرفی پسرداییمو خیلی دوس داشتم . ولی دیشب خبر ازدواجشو شنیدم ( با دختر داییم ازدواج کرد) حالا بماند که دختر داییم خیلی چهره اش چینیه و خیلی زشت.
پسر داییم خیلی سر به زیره ، هر چی میگن فقط میگه چشم .حاضرم قسم بخورم که حتی به یه دختر هم تو عمرش نگاه نکرده. مطمئنم اگه میدونست دوسش دارم با کله میومد .ولی از تقدیر بده منه ، فک میکنن تحصیل کرده با کسی که تحصیلات نداره ازدواج نمیکنه
خییییلییی دلم گرفته از دنیاااا. هر جا میرم منو جدا از بقیه میبینن . میگن این دختره تحصیل کرده اس و فلانه و.... (بابا من دوست دارم با یه پادو ازدواج کنم به شماها چه؟؟؟)- همه با هم محلی صحبت میکنن به من که میرسه فارسی صحبت میکنن .همش منو جدا میبینن . دارم حتی از فامیلای درجه یکم دور میشم با این کاراشون . حالا اینا مهم نیست دلم از شکست بزرگی که تو عسق خوردم شکسته . من 22 سالمه تا حالا نه دوست پسر داشتم ونه به کسی نگاه کردم ولی پسر داییمو واقعا میمردم براش ، جونمو حاضر بودم بدم براش
برای اولین بار تو عمرم قلبم درد گرفت . بغض هی گلومو میگیره میخوام خفه شم.