دوستم که میخواد با دوست من دوست بشه که البته دوست هست بعد عمه ی مامانش که مرغش داره میزائه گفته بزارید این بزائه شگون نداره این درد بکشه شما خوشحال باشید بعد خاله ی دوستم به عمه هه گفته برو بابا بعد عمه ی مامانم دوستم گفتم مرغم افسرده شده بخاطر این حرف بعد دوستم گفته به دوستم که فلان و بثار و دوست دوستم که خواسته با من دوست بشه بهش بر خورده بعد در اخر هم مرغه هنوز داره درد می کشه
از هرچیزی که خوشم نیاد و مطابق سلیقه و افکارم نباشه گزارش میزنم!حتی امضات،اسم کاربریت،اعتقاداتت،و اینکه حلیم رو نمک بخوری! بله من یه نی نی سایتی اصیلم که دنیا باید بر وفق نظریات گرانبهام باشه😕