آدمی که از خوشحالی و موفقیت بچش حرص بخوره و حسودیش بشه و مدام به بچش شک داشته باشه؟!
و
اگه ببینه بچش شاده شک کنه و چشماش از حسادت
بلرزه
و
فوق العاده دهن بین و ظاهر بین باشه و نزاره بچش برای مهمونی با تیپی که خودش دوست داره بیاد ولی وقتی میرن مهمونی میبینه
بقیه با تیپی که بچش دوست داره اومدن و میگه کاش تو
هم با اون تیپ میومدی
و
مدام بچش و اذیت میکنه و وقتی که بچش داد میکشه
میگه آبروت رفت (درصورتیکه خودش سر به سرش گذاشته) و وقتی بچش میگه فلان کار و نکن
هر روز اون کار و میکنه
و
وقتی میخوان برن بیرون یه بهانه ای درست میکنه تا بچش عصبانی بشه و داد بزنه بعدش به بچش میگه آبروت رفت
و
همش سر به سرش میگه و اونم تو دعوا از یه کلمه یا جمله جدید استفاده میکنه و اونم تا مدت ها استفاده میکنه و یا
اگه بچش مطلب جدیدی و بگه چندروز بعد برای بچش
تعریف کنه طوری که خودش برای اولین باره که داره
میگه و مدام بچش رو با بقیه مقایسه میکنه
یعنی چی؟!!