من دوماه قهر بودم تو این دوماه هم اولین سالگرد ازدواجم بود هم تولدم دریغ از یکبار همسرم سراغی بگیره مرده ام یا نه حتی خانوادشم نگفتن دوماهه کجاست با اینکه همسرم نه شغل داره نه پول رفیق بازم هست زد و این وسط بابای مامانش فوت کرد ماهم تسلیت نگفتیم چون احترامی به ما نزاشتن
حالا اون روز برادرم کتفش شکست و عمل کرد نزاشت برم دیدنش از حسادت و خودش فرداش افتاد بیمارستان من بالاسرش بودم مامانش اومد بعد از سه ماه که دیدمش جواب سلاممو نداد روشو کرد اونور.....حالا بعد از یه هفته همسرمو پر کردن چرا من مادرشوهرمو دیدم بهش تسلیت نگفتم..اخه به کدوم احترامش ؟ پاگشام کرده ؟ دعوتم کرده تو عمرش ؟ بخاطر دخالتاش؟ دوماه کجا بود ؟ بهش میگفتم پسرت رفیق بازه میگفت تو سر بساز نداری
حالا همسرم خیلی دهن بینه و پرش میکنن نمیزاره برم خانوادمو ببینم همش پاچه منو میگیره اسیر شدم انگار چیکار کنم ؟
لطفا حوصله ندارید یا میخواید درس اخلاق بدید که این چه متنیه کامنت نزارید و بیشتر آتیشم نزنید