من با خونواده شوهرم زندگی میکنیم تو یه اتاق ( نگید چرا مستقل نمیشید و ..تا دیشب سر همین موضوع دعوامون شد)
تو پذیرایی ک باشیم پیشمونه تکونی بخورم چشم غره میره توهین ک تا دلت بخاد و شوهرم انگار ن انگار داره به زنش توهین میشه حالا اومدیم اتاقمون گفتم لباس راحتی بپوشم و راحت باشم یکم در اتاقو قفل کردم ونشستیم حالا شوهرم پاشد دستاشو بشوره چون میوه گذاشتم در باز موند . مادرشوهرم اومد تو اتاق و تا الان پا نمیشه بگید چکار کنم حتا لباسامو عوض کردم یه لباس پوشیده پوشیدم بخدا خسته شدم اخه آدم حتا تو اتاقش راحت نیست کجا برم خدااااا
شوهرم گوشیرو از دستم گرفت بهم گفت چشات ضعیف نشن همش سرت تو گوشیه بعدش مادرشوهرم پرید اره اگه چشات برن و مریض بشی میذاریمت تو دسشویی دوس داشتم اون لحظه سرشو بکوبم به دیوار اما فقط گفتم شما خیلی با شعورید ک همچین کاری میکنید شوهرمم انگار ن انگار