2777
2789

تشیع جنازه و مرگ از میلادراستاد

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

تشیع جنازه و مرگ از میلادراستاد

ببخشید دومیه مرگ نیست سنگ قبره چون درمورد مرگه اشتباهی گفتم مرگ اسم اهنگ سنگ قبره

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

مترو پویایواستار .مهراب حافظه ریسک . قرمز .اینا قشنگن مرگ مهراب .بازپرس و بازداشت از ارشاد .امیر ای اچ 24سالگی و خیانت 

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

نمیدونم چرا از میلاد راستاد خوشم نمیاد

من خودش خوشم نمیاد ولی اهنگاشو دوست دارم 

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

الو 1 و2 میلاد سایمون .

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

فدای سرت و وروجک میلادسایمون

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

بسه یا بازم بگم ؟

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

مرسی گلم بسه

خواهش

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108