واقعا دوستان تعجب میکنم از شما . من تازه عضو شدم به نسبت امشب تاپیک هاشو تفریحی رفتم خوندم .... چرا برایتون سوال نمیشه که یه دختری که اینقدر عاشق نامزدش بود حالا به هر طریقی ک بهم خورد (بگذریم که نوشت با پسر آشتی کرده ولی باید باخانواده اش صحبت کنه ). با اون شدت علاقه تونست طرفشو فراموش کنه بعد 2 ماه بره با پسر عمه اش ازدواج کنه؟؟؟؟ بعد کسی که مثلا داشت حتی برای اس ام اس دادن پرس و جو میکرد که چیکار کنه و بلد نیست یدفعه این همه زرنگ بشه؟
و یه سوال مگه نگفت دختر نیست ؟ اینا تبریزی هستند و غیرت مردا رو میشناسیم پسر عمه اش قبول کرد؟ خودش میگفت که باید برم توی شهر دیگه تا بتونم ازدواج کنم . پس مشخصه چقدر اطرافش سخته اون وقت با پسر عمه اش ازدواج کرد.
بازم من نمیگم دروغ ولی اینقدر ساده نباشید که حرفایی که اینجا زده میشه اینقدر ناراحتتون کنه و روتون تاثیر بذاره . خوده من اینقدر در مورد دعوای زن و شوهری و خیانت اینجا دیدم از ازدواج داره حالم بهم میخوره ..... کلا نباید همه امون اینقدر احساسی و هیجانی برخورد کنیم تا دیگران سو استفاده کنن