شوهر احمقمو چه کنم. از سر کارش قهر کرده. میگه بهم بی احترامی کردن درحالیکه میخواست ترفیع بگیره. حالا قهر کرده مارو آورده کرج خونه مادرشوهرم. سه روزه اینجام درحالیکه صورتمو لیزر جای جوش کردم و با ماسک نشستم. دیوانه شدم به خدا. انقدر هول هولکی میایم که لباس کم آوردم و اونی که آوردم برای اینجا بپوشم سردم میشه و تازه سرما هم خوردم. حالا بهش میگم کارهاتو کن زودتر بریم میره صاف میزاره دست مادرش
من مادر نميشوم تا فرزندم را عصاى دستم كنم...من مادر نميشوم تا پيري و كورى ام را به فرزندم تحميل كنم....من مادرنميشوم تا بهاي قطره شيرى كه به كودكم داده ام پس بگيرم....من مادر نميشوم تا فرزندو وابسته و بيمار تربيت كنم و افتخار كنم به اينكه فرزندم مرا بر همسرش ترجيح ميدهد....من مادري بيمار نيستم...من مادر ميشوم تا انسانى سالم و مستقل تربيت كنم،مادرميشوم تا انسانيت را به فرزندم بياموزم.انسانى قوى و درستكار و خوشبخت....كودكم وظيفه اي در قبال من ندارد....بلكه من مادر او هستم و موظف به خوشبخت كردن فرزندم