بالاخره تو باهاش زندگی کردی
رگ خوابش دستته
همیشه چه جوری راضیش میکردی؟
شبها که تنها شدین بگو صحبتهام نه دعواست نه از سر لجبازی یه ذره منطقی فکرکن ببین تو این اوضاع احوال کاردیگه ای سراغ داشتی که استعفا دادی؟ تو الان زن و زندگی داری بچه که نیستی از خر شیطون بیا پایین و بخاطر من برگرد سرکارت
درسته شاید غرورتو بذاری زیر پا و بری پیش رئیس و بگی از استعفات منصرف شدی
بخاطر زندگیمون و اگه من برات مهمم برگرد سرکارت
اگه نه بگو چی تو سر داری؟
به حرف بیارش...
تا دردشو بگه
دیگه خودت بهتر میدونی چجور باهاش حرف بزنی
شوهرمن که با حرف قانع میشه معمولا. البته اول سعی میکنم به حرف بیارمش ببینم دردش چیه که این اشتباهو کرده ، گاهی هم خودم پا پیش شدم، یه بار دقیقا همین کار شوهر تو رو کرد..
که من برگردوندمش سرکارش