ی ماه پیش پدرشوهرم اومد خونه مون گفت برام قهوه درست کن وقتی اوردم شوهرم گفت ک خودتم بخور گفتم ن برام ضرر داره نمیخورم.(اقدامم)بعد هفته پیش شهرستان بودم همه لباسام گشاد بود پوشیده بودم یکی از فامیلا برگشت ب مادرشوهرم گف عروست حاملس گفت نهههه این تموم شد نه نشد الان مادشوهرم هی میگه حامله یی بچه نیار خوب نیس دیشبم میگه عروس حامله یی گفتم نه بخدا دروغی ندارم بگم گفت بیا دراز بکش ببینم هستی یا نه بعد دستشو گزاشت رو شکمم ب منو مامانم نگا میکنه ببینه عکس العملمون چیه!!بعد اومده میگه اگ میخای بچه دار شی قهوه نخوررر منم ندونسته حرفشو تایید کردم الان فهمیدم چرا این حرفو زده پدرشوهرم بش گفته