2777
2789
عنوان

تو راه خونه مادر شوهرم بودیم ک

212 بازدید | 12 پست

دعوامون شد و شوهرم از وسط راه ما رو برگردوند خونه به مامانش زنگ زد گفت ما دیگه نمیاییم برمیگردیم من حوصله ندارم حالا اینارو با لحن بد و با داد میگفت پشت تلفن بهش اونم نهار پخته بود منتظر من بود

حالا الان مادر شوهرم هی پیام میده و زنگ میزنه ک چی شده سر چی دعوا کردین منم دوست ندارم بهش توضیح بدم ک سر چی بوده بنظرتون چی بگم بیخیال شه خیلیم آدم پیگیریه 

  پسر قشنگم رهام   

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بگو خودمم نمیدونم یهویی بحث بیجا کردیم

لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده    عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده
بگو مامان جان بین خودمون حلش میکنیم،شما نگران نباشید،شرمنده شما رو هم نگران کردیم البته اگه بهش میگ ...

گیره حالا هی میخواد بگه خب چی بود قضیه 

  پسر قشنگم رهام   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792