سوار اتوبوس شدم دارم میرم ی شهر دیگه مهاجرت کنم ...تنهام بعد راننده گفت کمربند کسی باز نباشه منم عین کوسخولا دنبال کمر بند میگشتم نمیدونستم کدوم قسمته😂😂فک میکردم مثل ماشین کمربندش بالا هست 😂😂😂😂هی چپ و راستمو میگشتم بعد پسره پشت سرم گفت اونوره نگاهش کردم دیدم یه لبخند ملیحی رو لبش هست 😂😂😂😂بعد هیچی دیگه کمر بند رو پیدا کردم 😂😂😂