بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
@hammrazz عزیز داشتی حستو میگفتی قفل کرد تاپیکو گفتی با پسرداییم ازدواج میکنم حس میک ...
الان شک داره سردرگمه نمیدونه حسش دقیق بهت چیه ولی به مرور عاشقت میشه حس میکنم قبل انتخابات این اتفاق بیوفته و حس واقعیشو بهت بگه
من بلد نیستم عاشق کسی باشم که اولویتش نیستم؛بلد نیستم چشم به گوشی بدوزم و دلشوره بگیرم. اسمش را بگذارید خودخواهی... ولی من این خودخواهی را به اداهای عاشقانه ای که هیچ احساسی پشت سرش نیست ترجیح می دهم! من برای خودم گل میخرم؛چای دم می کنم؛میز شام می چینم؛اما منتظر کسی نمی مانم؛ نه این که خسته شده باشم اما وقتی دلم برای کسی تنگ شود که دلتنگی اش را باور نمی کنم؛ فکر می کنم که دارم به خودم خیانت می کنم ..تا خودت را دوست نداشته باشی؛ کسی باور نمی کند که هستی و بودنت با نبودنت فرق می کند
ینی تا سال دیگه؟ دوس پسر سابقم چی؟ حس میکنی حسی بهم داره هنوز؟ کدوم بیشتر و واقعی تر دوسم دار ...
دوست پسر سابقت قصد جدی باهات نداشت حسم میگه پسرداییت بیشتر میخوادت
من بلد نیستم عاشق کسی باشم که اولویتش نیستم؛بلد نیستم چشم به گوشی بدوزم و دلشوره بگیرم. اسمش را بگذارید خودخواهی... ولی من این خودخواهی را به اداهای عاشقانه ای که هیچ احساسی پشت سرش نیست ترجیح می دهم! من برای خودم گل میخرم؛چای دم می کنم؛میز شام می چینم؛اما منتظر کسی نمی مانم؛ نه این که خسته شده باشم اما وقتی دلم برای کسی تنگ شود که دلتنگی اش را باور نمی کنم؛ فکر می کنم که دارم به خودم خیانت می کنم ..تا خودت را دوست نداشته باشی؛ کسی باور نمی کند که هستی و بودنت با نبودنت فرق می کند
عزیزم منم میگی دربارهی خصوصیاتم ؟ اون رشته ای رو که میخام میارم ؟ کی ازدواج میکنم ؟ کسی که ...
مهربونی و ترسو و کم حرف
اونی که دوسش داری چون از حست خبر نداره فعلن هیچ حسی بهت نداره ولی احساسم میگه حستو میفهمه و دو سال دیگه باهاش ازدواج میکنی
اون رشته رو نمیاری
من بلد نیستم عاشق کسی باشم که اولویتش نیستم؛بلد نیستم چشم به گوشی بدوزم و دلشوره بگیرم. اسمش را بگذارید خودخواهی... ولی من این خودخواهی را به اداهای عاشقانه ای که هیچ احساسی پشت سرش نیست ترجیح می دهم! من برای خودم گل میخرم؛چای دم می کنم؛میز شام می چینم؛اما منتظر کسی نمی مانم؛ نه این که خسته شده باشم اما وقتی دلم برای کسی تنگ شود که دلتنگی اش را باور نمی کنم؛ فکر می کنم که دارم به خودم خیانت می کنم ..تا خودت را دوست نداشته باشی؛ کسی باور نمی کند که هستی و بودنت با نبودنت فرق می کند
من بلد نیستم عاشق کسی باشم که اولویتش نیستم؛بلد نیستم چشم به گوشی بدوزم و دلشوره بگیرم. اسمش را بگذارید خودخواهی... ولی من این خودخواهی را به اداهای عاشقانه ای که هیچ احساسی پشت سرش نیست ترجیح می دهم! من برای خودم گل میخرم؛چای دم می کنم؛میز شام می چینم؛اما منتظر کسی نمی مانم؛ نه این که خسته شده باشم اما وقتی دلم برای کسی تنگ شود که دلتنگی اش را باور نمی کنم؛ فکر می کنم که دارم به خودم خیانت می کنم ..تا خودت را دوست نداشته باشی؛ کسی باور نمی کند که هستی و بودنت با نبودنت فرق می کند
تاکی ازدواج میکنیم حس میکنی؟ یکم از اخلاقش یا ظاهرش میگی؟؟
یه سال و نیم دیگه عقد میکنی
پسرداییت مغروره تو جمع زیاد بهت روح نمیده یکم ازش حساب میبری تو برخورد باهاش نمیدونی باید چه حرفی بزنی چه حرفی نزنی همش مراقب حرفات هستی باهاش خصوصا تو چت
من بلد نیستم عاشق کسی باشم که اولویتش نیستم؛بلد نیستم چشم به گوشی بدوزم و دلشوره بگیرم. اسمش را بگذارید خودخواهی... ولی من این خودخواهی را به اداهای عاشقانه ای که هیچ احساسی پشت سرش نیست ترجیح می دهم! من برای خودم گل میخرم؛چای دم می کنم؛میز شام می چینم؛اما منتظر کسی نمی مانم؛ نه این که خسته شده باشم اما وقتی دلم برای کسی تنگ شود که دلتنگی اش را باور نمی کنم؛ فکر می کنم که دارم به خودم خیانت می کنم ..تا خودت را دوست نداشته باشی؛ کسی باور نمی کند که هستی و بودنت با نبودنت فرق می کند