جواب من منفی بود برای شب اول
دیگه کلا قضبه رو کنسل میدونستم از جانب خودم
تا اینکه مامانم گفت من بهشون گفتم جواب تو منفیه
ولی خواستن ی جلسه دیگه هم باهم صحبت کنید
من هر کاری میتونستم انجام دادم که پسره رو دست به سر کتم که منصرف بشه از بداخلاقی بی محلی ...
نمیدونم چی شد که مجبورم کردن که بگم بلهه
اجبار بود بابام گفت ذیگه حق درس خوندن ندارم ...
خلاصه بخودم اومدم دیدم دارم خونه رو حاضر میکنیم برای مراسم خواستکاری رسمی
اصلا انگار مجلس من نبود