من نمیدونم این چ مادر هست
!ببار بهش گفتم بگو دردت چیه؟چرا مادر منو دوست نداری؟
گفت چرا دوست دارم!
ببین مثلا دیشب دایی مجرد گفت بیاین شام خونه ما،تا اون یکی دختراش اومده بودن!سهم مارو داده لود خاله کوچیکم بیاره خونمون!
یا شب عاشورا رفتیم خونشون داییم تنها بود ب مامانم گفت برام شام درست میکنی!مامانم طفلک پاشد ماهی درست کنه...تا اومد دعوا راه انداخت چرا از فلان ظرف برنج داشت...اخرشم گفت اومدی خونه من شام درست کردی...لهم نگفتی
!قبلش باید زنگ میزدی
مامانم فقط ساکت بود،منم به حالت داد گفتم کسی نیومده بود شام درست کنه،پسرت گفت!
منم گفتم نمیخورم که مامانم اصرار کرد...زود زنگ زد ب اون یکی دختراش که شام بیان خونه من
بعد شام همه دخترا بودن یهو برگشت ب مامانم گفت شما پاشید برید من بخوابم!نمیگید من خوابم میاد،مامانم باز سکوت کرد!
من گفتم همش میخوام چیز نگم ولی تنت میخاره،!
بین این همه آدم فقط ما مزاحم خوابت هستیم
!واقعا متاسفم برات...تا من اعتراض کردم خاله هام گفتن درست میگه ما همه اینجاییم فقط اینا مزاحم؟
پ