نامزدم یه دختر عمه داره که من بدم ازش میاد دیروز میخواستن برن باغ گفت برم گفتم برو گفت ن هیلدا هست نمیرم بعد که نرفت گفتم میرفتی میکشتمت
امروزم باز قرار باغ گذاشته بودن من هیچ وقت مستقیم نمیگم کاریو انجام نده اونم خودش میدونه من اینجوریم عادت کرده گفتم میخوای برو گفت باشه😐
منم دیدم دلش اینه بره چیزی نگفتم که فک نکنه چه خبره ولی خیلی ناراحت شدم بجاعه ناراحتیم؟