امان از خسیسی و چشم تنگی...
من اونروز رفتم خونه مامانم براش سبزی خوردن گرفتم بعدش خاله امم اومد اونم سبزی گرفته بود دیگه مامانم گفت تو ببرش.من آوردم ب مادرشوهرم گفتم بدیم ی ذرشو ب خواهرشوهرم خراب میشه ها...گفت نننننه...چرا بدیم ب اونا؟؟؟؟میگم خوب میمونه خراب میشه...ن خود خورم ن کس دهم گنده کنم ب سگ دهم؟؟؟؟آخرشم امروز ک رو ب خرابی بود داد ب دخترش...
حالم از خسیسی بهم میخوره