حدود ۲ ساله باهاشم
نمیدونم اون چقدر درگیر ماجرا بوده ولی اولین بار اوایل آشناییمون ی بار دیدم گوشیش زنگ خود ک اسم اون دختر افتاد و من خیلی ریلکس گفتم ک اوکی عزیزم یا شمارتو عوض کن یا بلاکش کن چون واقعا برام همچین چیزی مطرح نبود ک بخواد رابطه ی مخفیانه داشته باشه اگه منو دوس داره چرا باید بخواد با یکی دیگه باشه اگه دوس نداره ک من همممششش بهش گفتم هر وقتت نخواستی ادامه بدی فقط بگو و من خیلی راحت تر از جوری ک فکرشو کنی میرم
واسه همین بار اول خیلی راحت گذشتم
ولی ۶ ۷ ماه پیش چتشو دیدم ک ...
ک همون لحظه خودم زنگ زدم ب دختره و با همون حالت نفس نفس زدن و فلان ی ذره صحبت کردم اونم گفت هیچی بین ما نیس من قکر میکردم الکی میگه ک رل داره و ...
ازونجا ب بعد من انواع اقسام حمله های عصبی تپش قلب و ...داشتم
خودش تو همین مدت باعث شد بهتر شم
موند فشامو شنید برام کادو خرید گفت من جهالت کردم بچگی کردم و ....
الان بعد ۷ ماه ک حالم بهتره و دوباره دارم فکر میکنم نمیتونم ببخشم و فراموش کنم اون روزا و حال بدمو ولی از ی طرفم فکر میکنم نمیتونم ب این راحتی ازین رابطه بگذرم
با خودم میگم من ک اینهمه واسه این آدم و این رابطه انرژی گذاشتم اگه واقعا دوسم داشته باشه دیگه این اتفاق تکرار نمیشه 😓نمیدونم اصلا چی درسته چی غلط