سلام دوستان خیلی دلم گرفته تنها کسی که پشتمه مامانمه،شاید کسی این تاپیک رو نخونه ولی میخام درد ودل کنم برادر شوهرم چندهفته پیش کرونا ی خیلی خفیف گرفته دوهفته قرنطینه بوده الان یکهفته است اومده چون دانشجویه،برادرشوهر دیگمم از مشهد اومده، دخترم ۱و نیم سالشه هر چی به شوهرم میگم مریم اونجا بچه مریض نشه اعتنا نمیکنه من و بچه رو افسارمون رو میگیره و هر جا دلش میخواد می کشه.اصلا باهم تفاهم نداریم نمی گم بده ولی کاملا عقاید عکس منه. حالا دیروز رفتم خونه مامانم دیدم خواهرم از اون در دیگه خونه مامانم فکری دست بچهها شو گرفت و رفت حتی صبر نکرد سلامکنم میگف برادرشوهرت کرونا داشته خطرناکه منم از دیروز تصمیم گرفتم دیگه نرمخونه مامانم یعنی کلا جایی هم غیر اونجا ندارم که برم شوهرم صبح تا شب سر کاره تو یکخونه ۷۰ متری با یک بچه بدون هیچ تفریح و گردشی خیلی دلم گرفته کاش یکی بود باهاش درد و دل میکردم