بیست و چند سال پیش تو یه اتفاق ساده با مردی دوست شدم که سالها ازم بزرگتر بود فاصله سنی 14 سال.
کلا بچه نبودم دلم با بچه ها هم نبود شاید همین بزرگتر از سنم فکر کردن بود که باعث شد من ترجیح بدم با مردی حرف بزنم که سالها ازم بزرگتره
اون اوایل اصلا فکر نمیکردم واابسته بشم به شدت درسخون بود م و فکر و ذکرم دانشگاه بود واقعا اتفاقی با این اقا دوست شده بودم
گهگاه میدیمش شاید دو ماه یه بار
اما بعد از دو سال به خودم اومدم عاشق شده بودم
دوستیمون چها رسال طول کشید و بعد از چهار سال گفت باید بری دنبال زندگیت نمیشه با این تفاوت سنی با هم باشیم