اخه دخترعمه ام میگفت من اصلا ازدواج نمیکنم این حرفا هفته پیش عقد کردن
منم دیر ازدواج کردم همش هم چشم انتظار بودم که یه خواستگار درست و حسابی بیاد که نمیومد. بعد من دیگه تصمیم گرفتم بصورت واقعا جدی که دیگه ازدواج نکنم. سبک زندگیمو هم داشتم تغییر میدادم. کلاس ثبت نام کردم و خلاصه بعد از سه ماه با یکی اشنا شدم که به نظر خودم مناسب هم نبود. به همون نام و نشون از طرف اون اصرار و از من انکار . گفتم شاید به خانواده ها بگیم و اونا مخالفت کنند و اون منصرف بشه. که وقتی با خانواده ها در میون گذاشتیم اونا هم که اشنا شدند تازه بیشتر خوششون اومد و هیچ مخالفتی هم نکردند. دوباره بهونه اوردم گفتم مشاوره. اونم حرف اخر گفت از نظر اخلاقی خیلی به هم شبیه هستید.خلاصه هر قدم که جلو رفتم تا شاید سنگی جلوی پامون باشه نشد😁 الانم متاهلم در خدمتتون😁