اخ گفتی
۴ سال فرق ازدواجمونو میگفت لباس عروس اونو قرض بگیرم برای عروسیت بپوشبرای اون خریده بود برای من از جاری بگیره که خداروشکر خواهرشوهرام گفتن این چه کاریه اونم زد زیر حرفش
شوهرمو شیر کرده بود که بگو بره از اون بگیره اونم یه لباس داغون بود😔
اونو دوست داره چون پاچه خواره چون دوماه یه بار میاد سر میزنه و هر روز باهاش تماس میگیره ولی من. دو سه روز یه بار میرم بهش سر میزنم ناراحته که چرا هر روز نمیای سر بزنی 😔چون توی یه کوچه ایم
و جاریم ۷.۸ دقیقه خونش با مادرشوهرم فاصله داره!
چی بگم خیلی دلم میگیره بی زبونم هستم به شوهرمم میگم میگه تو حساسی البته میدونه مادرش اخلاقش بده فقط گریه میکنم
خداییش پدرشوهرم خوبه خدا حفظش کنه