با نامزدم عقد نبودیم
ده روز بود کلا باهاش تمام کرده بودم دیدم تو واتس اپ هی بلاک انبلاکم میکنه دیدم انبلاک کرده سه شنبه عصر عکس منو گذاشته استوری از لج من
زنگ زدم دیدم شهر دیگست پیش عمش و دوست دختر چند سالش
گفت شما ؟ نمیشناسمت
بعد گوشیو داد دختره که باهام دعوا کنه خودشم کلی فحشم داد واسه اینکه رضایت دختره رو جلب کنه گفت نمیشناسمت مزاحم نشو
منم گر گرفتم ازش پول میخواستم زنگزدم ننش گفتم پولمو اماده کردین گفت به من ربطی نداره دختره خراب فلان فلان شده درصورتی که به کارت مادرش هم پول فرستاده بودم
منم بلند کردم رفتم در خونشون زنگ زدم ۱۱۰ گفتم احتمال درگیریه مامور فرستادن رفتیم در خونشونو زدیم مامانش خیلی پررروویی کردگفت پسرم نامزد داره قلبا اینو نمیخواد این دختره بی حیاست
بعدم رفته زنگ زده به نامزد سابقم که اسمشو اینجا میگم یابو خان
یابو خان هم ترسیده سریع بلیط هواپیما گرفته از تهران اومده
دیدم یهو دیروز اومده تو محلمون پیش همسایه ها درمورد ما پرسیده که مثلا منو بترسونه
بعدم هی پیام میده تهدید و فحش و چرت و پرت میگه
مشخصه ترسیده چون از قبل هم سابقه درگیری داره
بهشم گفتممامانتم شلاق میخوره چون فحش داده بهم
دیگه دید بحث فایده نداره
گفت اگه جرات داری بیا سر قرار حضوری حرف بزنیم
اول گفتم باشه خبرت میکنم
بعد دوباره اس دادم گفتم نه امشب قرار دارمنمی تونم بیام
گفت هرطور مایلی
گفتم دیگه حنات پیشمرنگی نداره میخوای خرم کنی دو روز بعد دوباره بی افتی به جونم من همون قانونی پیگیری میکنم
گفت نه من اصلا دیگه چشم دیدنتو ندارم خواستم مشکل حل شه بری رد کارت
خلاصه اون بار قبول نکردم اما دوروز بعد یعنی دیشب همو دیدیم
گفتم مشکل دوتا راه داره واسه حل شدن اول خودتو مادرت معذرت خواهی کنید از منو مادر م
دوم اینکه پولمو بدین بهم تا از شکایتم صرف نظر کنم
الان ادامشم میزارم