دیروز دعوای بدی داشتیم شرایطم خاصه مریضم و اون مراعاتم نکرد هرچی دلش خواست گفت و دلش ب حال زارم نسوخت حق داشت ولی ن در این حد ک بهم ظلم کنه دیشب آشتی کردیم هرطور بود ولی ازدلم بیرون نمیره رفتارا و حرفاش ک چطور تونست مراعاتم نکنه.اگ عملم خدایی نکرده پس بزنه چی؟ اونکه میدونست غصه و ناراحتی برام سمه.بخدا اصلا کینه ای نیستم ولی حرفا و رفتارای دیروزش یادم نمیره خیلی خیلی غصه خوردم گریه کردم چشمام هنوز ورم داره