فکر کنید من میگم ماست سیاهه
و شما ماست رو میارید و به من نشون میدید و میگید ببین ماست سفیده
من میبینم که دلیلی ندارم مخالفت کنم و میگم آها پس ماست سفیده
بعد من میرم یه کوچه پایین تر و چند نفرو جمع میکنم و میگم من میدونم ماست سیاهه ...
شما دوباره میایید و به من نشون میدید که ماست سفیده
منم تو اون کوچه قبول میکنم ( به ظاهر) که حرف شما درسته
ولی باز دوباره دو کوچه پایین تر من یک عده رو جمع میکنم و میگم من میدونم ماست سیاهه
شما باید تا اخر عمرتون دنبال من باشید و به من ثابت کنید که ماست چه رنگیه ؟
این اثبات دیگه از " جالب" بودن رد میشه و به سفسطه ختم میشه ، چون من " نمیخام" قبول کنم که حرف شما درسته و دلیلی هم برای مخالفتم پیدا نمیکنم .
اثبات همیشگی شما تو " نخواستن" من تاثیری نداره ...
بحث ما با دوستمون هم به اینجا ختم شد
تو این تایپک بعد بهانه های غیر منطقی وقتی دلیلی برای مخالفت پیدا نشد و به ظاهر گفتند " قبول میکنم"
تو یک تایپک دیگه از کمی اطلاعات بقیه سو استفاده کردن و گفتن فلان مسئله رو قبول نمیکنن
یعنی مسئله ای رو که نتونستن رد کنن رو دوباره زیر سوال بردن ...
از نظر شما ادامه ی بحث منطقی هست یا خیر ...! ؟
در مورد شق القمر رو هم اطلاعات با منابع گفته شده ...