سلام استارتر جان.ممنون از مطالب خوبتون.خییییلی خوب بود🌹🌹🌹🌹🌹
و اینکه یه مطلبی میخواستم بگم:
شما و یکی از کاربر ها تو اول تاپیک درباره ی علم و عقل و ...حرف زدید منم نظر خودم رو میگم.☺
انسان موجودی کنجکاو است و اصلا این در ذات اوست که مسائل و مشاهدات و شک ها و تردید ها سوالاتش را دنبال کند.
انسان ها برای کامل شدن به این دنیا آمده اند
به عبارتی انسانها از بدو تولد عقل دارند اما کامل نیستند و نمیتوانند به درستی از عقل خود استفاده کنند،به خاطر همین از حس غریزه استفاده میکنند مثلا یک نوزاد نمیداند که آتش خطرناک است ویا آتش به غیر از درخشان بودن چه ویژگی هایی دارد(علمی(دانش ) )
یک نوزاد نمیداند که باید به بزرگتر ها احترام بگذارد ویا یک نوزاد گرسنه هرگز صبر نمیکند که مادرش بعد انجام یک کار ضروری به او غذا بدهد .(علمی (معنوی) )
عقل باعث کسب تجربه وعلم (معنویات ، دانش بشری و دانش الهی ) میشود.
عقل همیشه راه درست را میرود و اینکه ما بعضا اشتباه میکنیم آن اشتباه به خاطر کم عقلی ما است.
کم عقلی به خاطر این است که ما هنوز کامل نشده ایم.
پس از نظر من عقل عبارت است از یک حس درونی که در درون ما کامل است(قسمت ناخودآگاه فکر)اما در ظاهر ما (یعنی قسمت خود آگاه فکر) آن حس هنوز کامل نشده و اگر تجربه های درست و مفیدی از علم کسب کنیم کامل میشود.که در این راه خداوند هرکس را که به سوی او قدم بردارد هدایت میکند.
عقل کامل انسان را به خدا میرساند حال چه از طریق معنویات(علومی که قابل مشاهده نیستند وحس میشوند ) باشد ویا از طریق دانش (علومی که قابل مشاهده هستند و عقل آنها را ثابت میکند(ستاره شناسی و پزشکی و ... ))
ونظر من درباره ی علم:علم یعنی آگاهی و دانستن حقیقت هستی
و علم میتواند از چند بخش تشکیل شده باشد.مثل علومی فقط قابل حس قلبی و عقلی مثل معنویات
علومی که قابل مشاهده و از روی اثبات عقل باشند اما حس نمیشوند مثل ستاره شناسی و گیاه شناسی و ... و هزاران نوع علوم دیگر که ما از آن ها بیخبریم .خداوند فرموده اند که انی اعلم ما لا تعلمون یعنی من علم دارم و میدانم آنچه را که شما نمیدانید.
و اما من از دانش بشری و دانش الهی گفتم که از نظر من این هم به قسمت خود آگاه و ناخودآگاه وجودی ما ربط دارد.
انسان همواره به دنبال دستیابی به دنبال دانش و علم الهی بوده ولی ممکن است خودش متوجه باشد و یانباشد به خاطر همین بعضی نظریه های علمی درجهان ارائه میشود که بعضی پذیرفته میشوند چون مطابق با عقل و فطرت انسانها هستند و بعضی از آنها رد میشوند.
از نظر من نظریه هایی مثل نظریه ی داروین که میگه انسانها از نسل میمونها هستند درست نیست پس نمیتونه جزو دانش بشری باشه
دانش الهی همان دانشی هست که هیچ دلیلی برای رد آن نمیتوان پیدا کرد و در واقع همان دانش و قوانین حقیقی در جهان است.
دانش بشری هم همان دانش الهی است که انسان با تلاش و تفکر و آزمایش و مشاهده به دست می آورد اما آنقدر کم است که حتی نمیتوان تصور کرد اما بسیار بسیار ضروری است که انسان دانش خود را افزایش دهد و دانش های بشری مثل اختراعات و اکتشافات نیز بسیار ضروری هستند.پیامبر ص فرموده اند:ز گهواره تا گور دانش بجوی.
اما اینکه بعضی ها نظریه های غلط میدهند و ذهن بعضی ها را منحرف میکنند از روی کم عقلی عمل کرده اند و در واقع نظریه ی آنها پس از مدتی رد میشود پس این نظریه ها جزو علم نیستند
بنابراین اگر ما میخواهیم نظریه ای ارائه دهیم باید از دین الهی و کتاب الهی و سخنان اولیا و اوصیا و انبیاء الهی پیروی کنیم.