2777
2789
عنوان

«شعر٩»

| مشاهده متن کامل بحث + 69566 بازدید | 13597 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

بسیار زیبا بود ، حرف نداشت👌👌👏🏻👏🏻👏🏻 👏🏻👏🏻 و همینطور قشنگ توصیفش کردید " دل شکسته " رو 👌 ...

ممنون لطف دارید 🙏🙏

جمله ی انتخابیتون فوق العاده بود ...

من عاشق نوشتنم ولی باید یه جرقه بزنه تو سرم بعد🤕😅

یه متن نوشتم صبحی شبیه متنای گریه دار شما شد دیدم خودم گریه ام دراومد منصرف شدم ♀‍🤦🏻😅


......🤍

چالش امروز:😑😑😑😑 عاشق:یاد آن عهد که دل در خم گیسوی تو بود معشوق:آسمان را هوس بوسه به بازوی ...

یه جاهایی شاعرِ نمی تونه دردِ درونِشو پنهان کنه!

این جوری👇 فوران می کنه😂👌👌👌

(مصرعِ آخرِ شعرِ اولّت)





شعرِ اولت همه چیش خیلی بهتر تَر بود...💜

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.
متشکرم ...🌹🌹 درسته باید حس نوشتن باشه تا دست به قلم شد و حسش با یه جرقه یا تلنگر بوجود میاد ..⚘ ...

رو کاغذه دور و اطرافشم پر نقاشیای تپش 🤕♀‍🤦🏻

اینی که الان گذاشتمم نمیدونم با چه دل و جراعتی گذاشتم تو تاپیک ...اصولا نوشته هامو نشون کسی نمیدم ♀‍🤦🏻

......🤍

رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِه پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، ...

💜👌


انصافا مُقدَّر مَدار...آمین.

حضرتِ درمان بیا...!💛                                                اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج؛ آمین.

چگونه دوستت دارم؟


بگذار بشمرم :

تو را به عمق و عرض و طول دوست دارم

با احساسات نامرئی

به اندازه ی پایان هستی


من تو را مثل هر روز دوست دارم

مثل نیاز انسان به آفتاب و شمع


تو را آزادانه دوست دارم ...

مثل تلاش انسان برای رسیدن به حق


تو را خالصانه دوست دارم

مثل احساس بعد از دعا


تو را با اندوه قدیمی

و ایمان کودکی ام دوست دارم


با عشقی که سال ها گم کرده ام

با نفسم و با معصومیت از دست رفته‌ام


با اشک ها، لبخند ها و تمام هستی‌ام

و بعد از مرگم

تو را بیش از این ها دوست خواهم داشت!❤❤❤❤


همه ی من فدای قشنگیه بودنت 🩷🫀

رو کاغذه دور و اطرافشم پر نقاشیای تپش 🤕♀‍🤦🏻 اینی که الان گذاشتمم نمیدونم با چه دل و جراعتی گذاشت ...

اتفاقا قشنگ نوشتید و توصیف کردید .. 👌👏🏻

اگه "دوست داشتید" اون متن رو هم بزارید بخونیم 🌹🙏

در من کسی جان میدهد هر شب با خاطراتی سرد و تکراری ...دیوانه جان کی میشود اصلا ، از حال و روزم دست برداری ...؟دلبستگی طعم گسی دارد ، با بغض های قصه درگیری ...دستت که از دستش جدا باشد .‌..دست خودت را هم نمیگیری ...ویرانه ها را خوب میفهمم ...استادِ ماندن زیر اوارم .. لبخند بر لب میزنم اما .... درد وخیمی در سرم دارم ...درد وخیمِ در سرم هستی احساسِ پوچی بینِ اشعارم .‌..پلکی بزن پیش از عبورت یک ...مُردن به چشمانت بدهکارم ...ما را به جرمِ عاشقی کُشتند...با چوبه ای از جنس ویرانی ...حتما تصور میکنی خوبم ....!!!افسوس اصلش را نمیدانی ...!             

به او بگویید دوستش دارم...

بگویید تا همیشه کنجِ صندوقچه ی کوچک قلبم، این دوست داشتن را نگه خواهم داشت...

بگویید دنیا که چیزی نیست، قیامت هم که شود باز هم به پای این نبودن های طولانی اش نشسته ام و عشق را در وصفش غزل غزل  می سُرایم...

به او بگویید عذاب دوست داشتنش را کوچه به کوچه، شهر به شهر و منزل به منزل برای همیشه به دوش خواهم کشید.

به او بگویید تا دنیا دنیاست ،"او" دوست داشتنی ترین  بی احساسِ دنیای "من" است...


......🤍

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792