2777
2789

از صبح قرار بود عصر برم مغازه دوست پسرم (اشنای خانوادگیمونه) حتا خودش دیروز با بچم حرف زد گفت فردا بیا ببینمت.... 

ما ساعت ۸ونیم رسیدیم اونجا دوستش داخل مغازه بود ما رسیدیم رفت جلو در

بلافاصله اون یکی دوستش اومد... اینم هی میرفت جلو در با اونا. تا ساعت نه و نیم یعنی یک ساعت بعد چند بار کوتاه اونم وقتی مشتری وارد می‌شد میومد تو مغازه  مشتری ک میرفت چن دیقه میموند باز میرف دم در. ساعت نه ونیم من قاطی کردم گفتم ما بخاطر تو اومدیم دوستات هر روز اینجان خودشون شعور داشته باشن وانمیسن دم در میرن اونا شعور ندارن تو نرو جلو در بفهمن برن. )دوستاش صمیمی آن و رو دربایستی نداره باهاشون یکیشونو ک هررر روز میبینه.

اونم جبهه گرف خب چیکار کنم نمیرن دیگه!! تو خودت اولویت دوستاتتن و مقایسه های چرت کرد مثلا گفت دوستات خونتون باشن بگم بیا بیرون میای؟؟!!!

خلاصه من از لج دوستاش تا یساعت بعد موندم که البته مغازه هم هی رقت آمد بود و شلوغ شد. آخرش رفتیم با بچم بستنی بخوریم زنگ زد وتیسید بیام. اومد نشست فوری ز زدن مشتتری اومد اینم رفت. بعدش زنگ زدم گ۳تم من مگه خودم یلد نیودم سفارش بدم؟؟؟ خوردیم ما رفتیم اومد فوری گف بیا خودم اسنپ بگیرم منم هرچی صدام کرد گوش ندادم و رفتم.

الان واقعا حق با کیه؟

تا رسیدم خونخ زنگ زد...من محل نمیدادم هی میگف چته چته چرا اینجوری حرف میزنی؟؟؟؟! هی گفتم هیچی.

باز گیر داد اخرش گفتم از ساعت ۸ تا ۱۱ تو عصابم یودی حالا هی میگی چته؟؟؟ با لحن عصبی گف باشه کار نداری؟؟؟ مراقب خودت باش بای...منم قطع کردم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اینم بگم ما مدتهاست دودلیم بچمو گاهی با خودمون ببریم بیرون حال و هوای عوض شه یا نه اشتباه‌

امروز با مشاوره صحبت کردم و تصمیم بر این شد گاهی بچم ایشون رو ببینه. این اولین بار بود قرار بود سه تایی وقت بگذرونیم


البته گاهی همو میدیدن ولی فقط در حدی که آشنامووونه و برای خرید مثلا میرفتیم مغهزش

کار شما بد بوده اخه محیط کار جای قرار و خوش گذرونیه مگه

اخه محیط کارش اونجوری نیست. مغازه داره.. من خیلی وقتا ب اصرار خودش میرم. امروزم ب اصرار خودش رفتیم.

و اینکه دوستاش همکاراش نبودن.

دو تا الاف که دوساعت تمام وایسادن دم در

بله. یک سالو نیمه جدا شدم

بنظرم بهتربود تو ی مکان عمومی مث کافی شاپ یا رستوران قرار میذاشتین چون طبیعیه تو مکان کارش هی صداش کنن هی بره بیاد هم برااینکه دوستاش بعدش چیزی نگن هم برااینکه شماناراحت نشین

بنظرم بهتربود تو ی مکان عمومی مث کافی شاپ یا رستوران قرار میذاشتین چون طبیعیه تو مکان کارش هی صداش ک ...

امروز شرایطش نبود بریم جایی. چون شاگردش نبود.

و خودش اصرار کرد برم اونجا.

بعد محیط کارش رسمی تیست که مغازس من خیلی وقتا پیش میاد میزم. 

بعد اونایی ک دم در بودن همکاراش نبودن که.

دوتا از دوستای ول و چلش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792