از صبح قرار بود عصر برم مغازه دوست پسرم (اشنای خانوادگیمونه) حتا خودش دیروز با بچم حرف زد گفت فردا بیا ببینمت....
ما ساعت ۸ونیم رسیدیم اونجا دوستش داخل مغازه بود ما رسیدیم رفت جلو در
بلافاصله اون یکی دوستش اومد... اینم هی میرفت جلو در با اونا. تا ساعت نه و نیم یعنی یک ساعت بعد چند بار کوتاه اونم وقتی مشتری وارد میشد میومد تو مغازه مشتری ک میرفت چن دیقه میموند باز میرف دم در. ساعت نه ونیم من قاطی کردم گفتم ما بخاطر تو اومدیم دوستات هر روز اینجان خودشون شعور داشته باشن وانمیسن دم در میرن اونا شعور ندارن تو نرو جلو در بفهمن برن. )دوستاش صمیمی آن و رو دربایستی نداره باهاشون یکیشونو ک هررر روز میبینه.
اونم جبهه گرف خب چیکار کنم نمیرن دیگه!! تو خودت اولویت دوستاتتن و مقایسه های چرت کرد مثلا گفت دوستات خونتون باشن بگم بیا بیرون میای؟؟!!!
خلاصه من از لج دوستاش تا یساعت بعد موندم که البته مغازه هم هی رقت آمد بود و شلوغ شد. آخرش رفتیم با بچم بستنی بخوریم زنگ زد وتیسید بیام. اومد نشست فوری ز زدن مشتتری اومد اینم رفت. بعدش زنگ زدم گ۳تم من مگه خودم یلد نیودم سفارش بدم؟؟؟ خوردیم ما رفتیم اومد فوری گف بیا خودم اسنپ بگیرم منم هرچی صدام کرد گوش ندادم و رفتم.
الان واقعا حق با کیه؟