2777
2789
عنوان

تاپیک شعر

192 بازدید | 13 پست

چیزی که از من خواستی جز دل بریدن نیست …چیزی مخواه از من که در اندازه ی من نیست

 دنبال آرامش مگرد ای رود سرگردان …چیزی که در دریا نباشد در تو قطعا نیست

 گاهی برای گریه کردن بس که تنهایی …جایی برایت بهتر از آغوش دشمن نیست

 پیراهنم روزی گواهی می دهد پاکم …ای عشق خیلی وقت ها پاکی به دامن نیست

 در عشق باید پر تحمل بود و دور اندیش …پروانه گشتن چاره اش جز پیله کردن نیست

تیارا هستم عزیزان مدرس زبان کره ای/کاربری قبلیم به فنا رفته  یادمون باشه اینجا مجازیه ما حتی ادمایی رو که از نزدیک دیدیم رو هم نمیتونیم قضاوت کنیم چه برسه کسایی که کلا ندیدیم  شاید که کسی حتی سر کوچیکترین مشکلش اینجا به دوستای نی نی سایتی پناه اورده.....پس قضاوت نکنیم  سوال شخصی جواب نمیدم.

دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوز


در گفت و شنید خاص و عامیم هنوز


شد عمر تمام و ناتمامیم هنوز


صد بار بسوختیم و خامیم هنوز . .

یا الله🤷‍♂️ (صفحه اختصاصی من)  این کاربری 110 نفره س، 1401/01/01 رند شد گذاشتم😂. از این تاریخ مسخره ها نزنید تا یکی دون میریزه ملت هم پشت سر 😂 اگه قضیه جذب کردن خب تو تاریخ زودتر بزن، 😂 مگه قانون جذب گفته عدد رند باید باشه 🤦‍♂️😂حالا یکی گفت 9/9 تو که نباید ازش اطاعت کنی😂 اصل رسیدن به خواسته فرمول ش اینه( حرکت  +توکل به خدا +شکر گزاری =رسیدن به هدف تون) حالا هی تاریخ بزنید،😂بعد که 9/9 شد باز یکی میگه 1/1/ میرسم به خواستم 🤣🤣🤣 چه جوری میرسی با نشستن تو خونه یا با ملت دون پاش، 😂ولی بدونید قانون این دنیا اینه هر کی تلاش بیشتر کنه موفقیت ش حتمی هست حالا چه کار حروم انجام بدی چه کار حلال، ولی تا وقتی نجنگی و عرق نریزی واسه خواسته ت هیچی دست ت نمیاد، حالا بشین تاریخ بزن 😂

کسی با”موج” موهایت “کنار” آمد به غیر از من؟ … کسی با هستی اش پای قمار آمد به غیر از من؟

کدامین سنگدل فکر شکار افتاد غیر از تو؟ … کدام آهو به میدان شکار آمد به غیر از من؟

تمام شهر در جشن “تماشا”ی تو حاضر شد … تمام شهر آن شب در شمار آمد به غیر از من

برایت دستمال کاغذی بودم،ولی آیا … کسی در لحظه ی بغضت به کار آمد به غیر از من؟

مرا از”جمع” خاطرخواه ها”منها” کن ای “حوا” … تو را کافیست “آدم” هرچه بار آمد به غیر از من

تیارا هستم عزیزان مدرس زبان کره ای/کاربری قبلیم به فنا رفته  یادمون باشه اینجا مجازیه ما حتی ادمایی رو که از نزدیک دیدیم رو هم نمیتونیم قضاوت کنیم چه برسه کسایی که کلا ندیدیم  شاید که کسی حتی سر کوچیکترین مشکلش اینجا به دوستای نی نی سایتی پناه اورده.....پس قضاوت نکنیم  سوال شخصی جواب نمیدم.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

سخته وقتےدلت گرفته

بیخودے به گوشےزل بزنے

درحالیڪه میدونےهیچڪس

تو هیچ جاے دنیا

حواسش به تو نیست

حتےتومجازیش…

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟



آه، ای مردی که لب های مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ئی

هیچ در عمق دو چشم خامشم

راز این دیوانگی را خوانده ئی

 

هیچ می دانی که من در قلب خویش

نقشی از عشق تو پنهان داشتم

هیچ می دانی کز این عشق نهان

آتشی سوزنده بر جان داشتم

 

 گفته اند آن زن زنی دیوانه است

کز لبانش بوسه آسان می دهد

آری، اما بوسه از لب های تو

بر لبان مرده ام جان می دهد

 

هرگزم در سر نباشد فکر نام

این منم کاینسان ترا جویم بکام

خلوتی می خواهم و آغوش تو

خلوتی می خواهم و لب های جام

 

فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر

ساغری از باده هستی دهم

بستری می خواهم از گل های سرخ

تا در آن یکشب ترا مستی دهم

 

آه، ای مردی که لب های مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ئی

این کتابی بی سرانجامست و تو

صفحه کوتاهی از آن خوانده ئی!




گفتی تو را “ببخشم” و از عشق بگذرم…        رد میشوم ولی نه!محالست” بگذرم “!

 آنقدر گرد “کینه” به جانم نشسته است        دیگر برای آینه سخت است باورم

 آن اشکها که ریخته ام پای تو شدست          آبی که سالهاست گذشته است از سرم…

  هر لحظه بی تو بودن من، سالها گذشت          من از تمام مردم دنیا مسن ترم…

 گه گاه می روم به سر قبر مادرت…         “گفتی: رها نمیکنم ات… جان مادرم

تیارا هستم عزیزان مدرس زبان کره ای/کاربری قبلیم به فنا رفته  یادمون باشه اینجا مجازیه ما حتی ادمایی رو که از نزدیک دیدیم رو هم نمیتونیم قضاوت کنیم چه برسه کسایی که کلا ندیدیم  شاید که کسی حتی سر کوچیکترین مشکلش اینجا به دوستای نی نی سایتی پناه اورده.....پس قضاوت نکنیم  سوال شخصی جواب نمیدم.

عشق
چیز عجیبے ست

وقتے از من
دیڪتاتورے مے سازد ، زود رنج
ڪه تنها تو را
انحصارے مے خواهد

از تو
نازڪ دلے
ڪه اشڪ مرا
تاب نمے آورد …

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟

باز امشب غزلی كنج دلم زندانی است

آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است

هيچ كسی تلخی لبخند مرا درک نكرد

های های دل ديوانه ی من پنهانی است

 

😋😋بزنید رو متن آبی تماشا کنیدکبوتر با کبوتر چیپس با ماست😋..دروغ میگه طرف خوشکل تراز ماست😳‼...تو این دنیای مرموز مجازی🤒🚫...که نه پیداست کی دزده کی قاضی🤒‼..که اکبر توش شده مهسا وتینا😳⁉️...بتول خانم شده فرزاد وسینا😳⁉️..کامنت و لایک و پست و چسب بینی🤣...تو هر برنامه مجبوری ببینی😂..طرف داره نخ قالی میریسه😳‼...کامنت داده یه هفته س انگلیسه😳‼..طرف بیش از یه سال یار با ماست🥵🤒..میگفت سولمازه و شکل پریهاست😆..پریشب تازه فهمیدم که اقاست😳‼...کبوتر با کبوتر چیپس با ماست                                                                  

عشق یعنی در تو من معنا شوم

عشق یعنی با تو من دریا شوم

عشق یعنی قطره ای بر گل نشست

عشق یعنی مهر تو بر دل نشست

عشق یعنی سیب سرخ انتظار

عشق یعنی بی تو ، من امری محال

عشق یعنی یک سبد بوی بهار

عشق یعنی بیقرار بیقرار

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟

عشق چیز عجیبے ست وقتے از من دیڪتاتورے مے سازد ، زود رنج ڪه تنها تو را انحصارے مے خواهد از تو نازڪ ...


در گذرگاه زمان،
خیمه شب بازیِ دهر


با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد،


عشق ها می میرند،


رنگ ها رنگ دگر می گیرند،


و فقط خاطره هاست


که چه شیرین و چه تلخ


دست ناخورده به جا می مانند!

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانم

دو چشمان قشنگت ، آتشی افکنده بر جانم

تو ای مه روی زیبایم ، بکش دست نوازش را

که همچون بره آهویی ، دوچشمت کرده حیرانم

در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟

عشق یعنی در تو من معنا شوم عشق یعنی با تو من دریا شوم عشق یعنی قطره ای بر گل نشست عشق یعنی ...


من گمانم زندگی باید همین باشد

من که باور کرده ام، باید همین باشد

هی فلانی! بی شک تو حق داری

راست می‌گویی، بگو آنها که می‌گفتی

باز آگاهم کن از آنها که آگاهی

از فریب، از زندگی، از عشق


هر چه می‌خواهی بگو، از هر چه می‌خواهی

هر چه خواهی کن، تو خود دانی


گر عبث، یا هر چه باشد چند و چون،

این است و جز این نیست

مرگ گوید: هوم! چه بیهوده!


زندگی می‌گوید: اما باز باید زیست،

باید زیست،

باید زیست!


شعله دارم میکشم در تب، نمی فهمی چرا؟ … تاب بی ماهی ندارد شب، نمی فهمی چرا؟

اهـل آه و نالـه کردن نیستم جان من است … اینکه هر دم می رسد برلب نمی فهمی چرا؟

ذوب دارم می شوم هر روز می بینی مگر؟ … آب دارم می شوم هرشب نمی فهمی چرا؟

آنچه من پای بدست آوردن چشمت زدم … قید دینم بود لامذهب نمی فهمی چرا؟

بین مردم مثل من پیدا نخواهد شد نگرد … “یک” ندارد جز خودش مضرب نمی فهمی چرا ؟

بارها گفتم دل دیوانه گرد عشق نه! … نیش خواهی خورد از این عقرب نمی فهمی چرا ؟

تیارا هستم عزیزان مدرس زبان کره ای/کاربری قبلیم به فنا رفته  یادمون باشه اینجا مجازیه ما حتی ادمایی رو که از نزدیک دیدیم رو هم نمیتونیم قضاوت کنیم چه برسه کسایی که کلا ندیدیم  شاید که کسی حتی سر کوچیکترین مشکلش اینجا به دوستای نی نی سایتی پناه اورده.....پس قضاوت نکنیم  سوال شخصی جواب نمیدم.
شعله دارم میکشم در تب، نمی فهمی چرا؟ … تاب بی ماهی ندارد شب، نمی فهمی چرا؟ اهـل آه و نالـه کردن ن ...


چه روز ابری زشتی
تُرُشرو، تنگ و تار آنگه نه بارانی، نه خورشیدی
نه چشم انداز دلخواهی
نه چشمی را توان و خواهش دیدی
اگر ابریست این تاریک
چرا بر حال ما اشکی نمی بارد؟
و ما را اینچنین خشک و طاقت سوز
بکردار کویری تشنه می دارد؟


تو هم خورشید پنهان کاش گاهی می درخشیدی
و می دیدی چه دهشتناک روز ابریِ زشتی ست
همان روز مبادایی که می گویند امروز است
بد و بیراه پیروز است
نه دیروز و نه فردایی
نه ایمانی، نه امّیدی
نه بارانی ، نه خورشیدی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز