2777
2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 6440 بازدید | 1618 پست
هر کس که گفت بهر تو مردم دروغ گفت من راست گفتم که برای تو زنده ام هنوز...

هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر

که من از دست تو فردا بروم جای دگر


از بس که من هر چی میگم عکسشو میگید 😅

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شکست یک عامل نیروبخش است، نه یک بازدارنده؛ هر شکست بذری از موفقیت در دل دارد تقدیم به شما   ...

من پذیرفتم که عشق افسانه است

من پذیرفتم شکست زندگی جانانه است

می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش



میرم از شکستم عبرت بگیرم🤦‍♀️

خیـــــــال ِ خـــــــوب ِ تـــــــو لَبخند می شود به لَبَـــــم ! وَگرنه این مَــــن ِ دیــــوانه غ ...

شب در خیال

قرص ماه در آب

یک جاده و دو جای پا

گندمزارهمه نیلی

تو در کنار من

و تنها برای من

I would love to be kind to me, i saw with all kindness
من تو را میبینم و بی تاب تر من تو را میبینم و فرهادتر ...

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

I would love to be kind to me, i saw with all kindness
من پذیرفتم که عشق افسانه است من پذیرفتم شکست زندگی جانانه است می روم از رفتنم دل شاد باش از عذاب ...

شوخی کردما،شما شاعری من کجا بتونم شکستتون بدم  

شک ندارم شاه بیت شعرهایم میشوی
بس که با روح روانم خوب بازی میکنی...

هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر که من از دست تو فردا بروم جای دگر از بس که من هر چی میگم عکسشو ...

شرمنده  
وداع کردی و گفتی که بازمی‌گردی
چقدر لحنِ تو وقتِ دروغ شیرین است...

شوخی کردما،شما شاعری من کجا بتونم شکستتون بدم     شک ندارم شاه بیت شعرهایم میشوی بس که با ...


دل داده ام به یاری شوخی کشی نگاری...


نه بابا 

منم شوخی گرفتم

کمی با چاشنی عذاب وجدان دادن جواب دادم  

دل داده ام به یاری شوخی کشی نگاری... نه بابا  منم شوخی گرفتم کمی با چاشنی عذاب وجدان دادن ...


نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست
عشق را همواره با دیوانگی پیوندهاست
شاید اینها امتحان ماست با دستور عشق
ورنه هرگز رنجش معشوق را عاشق نخواست
چند می گویی که  از من شکوه ها داری به دل؟
لب که بگشایم مرا هم با تو چندان ماجراست
عشق را ای یار با معیار بی دردی مسنج
علت عاشق٬ طبیب من! ز علت ها جداست
با غبار راه معشوق است راز آفتاب
خاک پای دوست در چشمان عاشق توتیاست
جذبه از عشق است و با او بر نتابد هیچ کس
هر چه تو آهن دلی او بیشتر آهنرباست
خود در این خانه نمی خواند کسی خط خرد
تا در این شهریم آری شهریاری عشق راست
عشق اگر گوید به می سجاده رنگین کن، بکن
تا در این شهریم، آری شهریاری عشق راست
عشق یعنی زخمه ای از تیشه و سازی ز سنگ
کز طنینش تا همیشه بیستون غرق صداست...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792