2777
2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 6574 بازدید | 1618 پست
@آنیدـپ   ‍  برات فال گرفتم ببین چی اومد🤐 خوش خبر باشی ای نسیم شمال که به ما می‌رسد ز ...


  

......!

 ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫///

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

لب نهادم به لب یار و سپردم جان را تا به امروز به این مرگ نمرده است کسی

موضوعی دیگه

او بخونم تشنه و  بر لبش تا چون شود

کام بستانم از او یا داد بستاند زمن

هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت
یارای گریه نیست، به آهی بسنده کن  آری، به آه گاه به گاهی بسنده کن  درد دل تو را چه کس ...


بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است 

وزعمر مراجز شب دیجور نمانده است

هنگام وداع تو زبس گریه که کردم

دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده است

هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت
بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است  وزعمر راجز شب دیجور نمانده است هنگام وداع تو زبس گریه که ک ...


 زگریه مردم چشمم نشسته در خون است

ببین که در طلبت حال مردمان چون است

به یاد لعل تو و چشم مست میگونت

ز جام غم می لعلی که می‌خورم خون است

 زگریه مردم چشمم نشسته در خون است ببین که در طلبت حال مردمان چون است به یاد لعل تو و چش ...

منم که بی تو نفس می کشم زهی خجلت 

مگر تو عفو کنی ورنه چیست عذر گناه

به عشق روی تو روزی که از جهان بروم

ز تربتم بدمد سرخ گل به جای گیاه

هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت
در بهای بوسه ای جانی طلب میکنند این دلستانان الغیاث

بوسه پس از می بده، کام دلم هی بده

زان که شعار لبت کامروا کردن است

هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت
بوسه پس از می بده، کام دلم هی بده زان که شعار لبت کامروا کردن است

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون

میگزم لب که چرا گوش به نادان کردم


ببخشید که خیلی مربوط نیست چندان وارد نیستم

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون میگزم لب که چرا گوش به نادان کردم ببخشید که خیلی مربوط نیست چ ...

خوبه که درسته  

یک بوسه زلبهای تو در خواب گرفتم 

گویی که گل از چشمه ی مهتاب گرفتم


هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت
و آن بوسه چنان است که لب بر لب تو آنقدر بماند که نماند نفسم

درآن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792