آنید_پ مدیر عضویت: 1398/09/30 تعداد پست: 28633 عنوان مشاعره | مشاهده متن کامل بحث + 6428 بازدید | 1618 پست @مهریماهم @nafasam1370 @nazbanoo8300 ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد چون بشد دلبر و با يار وفادار چه كرد ///موهیتا راست میگف اهواز شهر عاشقیه شهر دیوونگیه ❤ خدایا شکرت بابت همه چی♥💫/// 1399/05/28 | 15:26 19 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
jallall عضویت: 1399/05/29 تعداد پست: 253 کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقیست آنرا که شور عشق به سر نیست کافر است زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مستپیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دستنرگسش عربده جوی و لبش افسوس کناننیم شب دوش به بالین من آمد بنشستسر فرا گوش من آورد به آواز حزینگفت ای عاشق دیرینه من خوابت هستعاشقی را که چنین باده شبگیر دهندکافر عشق بود گر نشود باده پرست...
مهریماهم عضویت: 1399/01/24 تعداد پست: 10853 هرکه بر من میرسد گوید که یارت یار نیست ناز عشقش را مکش آن بی وفا دلدار نیست مطربا امشب مخالف می نواز ... "ترسم که تو هم یار وفادار نباشی"وقتم رو نگیر بیخود..لطفا نفر بعد!مهریماه
hanieh68 عضویت: 1399/03/18 تعداد پست: 1466 "نقش او در چشم ما هر روز خوشتر میشود" دلبری ها می کند از من دلم را می برد &nbs ... دل بود از تو خسته جان بود از تو رستهجان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
jallall عضویت: 1399/05/29 تعداد پست: 253 "ترسم که تو هم یار وفادار نباشی" وقتم رو نگیر بیخود..لطفا نفر بعد! مهریماه ديگر صلاح نيست كه بمانم به ياد تو ...بدرود اي درست ترين اشتباه من
jallall عضویت: 1399/05/29 تعداد پست: 253 بله یه شعری هس خیلی شبیه به اینه ،پیدا کنم حتما میفرستم براتون
hanieh68 عضویت: 1399/03/18 تعداد پست: 1466 زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و ... تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر استطالع مگو که چشمه خورشید خاور است
jallall عضویت: 1399/05/29 تعداد پست: 253 تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است طالع مگو که چشمه خورشید خاور است چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندیده نشد...
مهریماهم عضویت: 1399/01/24 تعداد پست: 10853 دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخبه شرار قهر سوزد همه جان ماسوی را
hanieh68 عضویت: 1399/03/18 تعداد پست: 1466 چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد من همانم که پسندید و پسندیده نشد... دردم از یار است و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز هم
hanieh68 عضویت: 1399/03/18 تعداد پست: 1466 مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوی را ای عروس هنر از بخت شکایت منماحجله حسن بیارای که داماد امد
jallall عضویت: 1399/05/29 تعداد پست: 253 دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم با لب سرخت مرا یاد خدا انداختیروزگارت خوش که از میخانه، مسجد ساختیروی ماه خویش را در برکه میدیدی ولیسهم ماهیهای عاشق را چه خوش پرداختی...
مهریماهم عضویت: 1399/01/24 تعداد پست: 10853 ديگر صلاح نيست كه بمانم به ياد تو ... بدرود اي درست ترين اشتباه من شوخو بود گویمت از دوری ات من سوختم جانا بیابعد میگی به درک مشکل من نیست!چرا؟ مهریماه
مهریماهم عضویت: 1399/01/24 تعداد پست: 10853 یه شعری هس خیلی شبیه به اینه ،پیدا کنم حتما میفرستم براتون عهمن ندیدمباشه
hanieh68 عضویت: 1399/03/18 تعداد پست: 1466 با لب سرخت مرا یاد خدا انداختی روزگارت خوش که از میخانه، مسجد ساختی روی ماه خویش را در برکه میدیدی ... غنچه بی جا طلب بوسه از آن لب چه کنی ؟دهن گفتن این ها نه تو داری و نه من