2777
2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 6598 بازدید | 1618 پست
آمدی جانم به قربانت ولی حالاچرا بی وفاحالاکه من افتاده ام ازپاچرا


"ای عشق ویران میکنی اقرار کن"

یک دم بیا درمان این بیمار کن


تب کرده ام از دوری مهتاب خود

با دست خود تیمار این تبدار کن


دلتنگی و بیتابی ام از حد گذشت

رحمی بکن از یار خود دیدار کن


عشقی چنین پر شور را گاهی ببین

وانگه مرا طردم کن و انکار کن



مهریماه

دیوانگی زین بیشتر، زین بیشتر دیوانه جان! با ما سر دیوانگی داری اگر دیوانه جان!


از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توام

آنچنان محو تو گشتم که در آغوش توام

یکدم از دل نبرم یاد دلاویز تورا

گرچه چون عشق ز دل رفته فراموش توام

نگه گرمم و در چشم سخنگوی توام

هوس بوسه ام و در لب خاموش توام

همچو اشکی که ز جان ریخته در دامن تو

چون صدایی که ز دل خاسته در گوش توام

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

"ای عشق ویران میکنی اقرار کن" یک دم بیا درمان این بیمار کن تب کرده ام از دوری مهتاب خود با دست خ ...

نازنینا مابه نازتوجوانی داده ایم

دیگراکنون باجوانان نازکن باماچرا

گیردادم به شهریار😂😂

...
نازنینا مابه نازتوجوانی داده ایم دیگراکنون باجوانان نازکن باماچرا گیردادم به شهریار😂😂


ای در دل من میل و تمنا همه تو "

بیمار توام درد و مداوا همه تو

از من اثری نیست ز من، در منِ عاشق

من جمله شدم تو سراپا همه تو


مهریماه

منم گیر دادم به خودم😁

نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق‌ترم یا تو به من؟ زنده‌ام بی‌تو همین قدر که د ...

هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی

که هم نادیده می بینی و هم ننوشته میخوانی

ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق

نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت
من که امروزم بهشت نقدحاصل میشود وعده ی فردای زاهدراچراباورکنم


آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی؟
نامه ای خیس به دستم برسانی بروی

در سلام تو خداحافظی ات پیدا بود
قصدت این بود از اول که نمانی بروی

جرم من هیچ ندانستن از عشق تو بود
خواستی عین قضات همه/دانی بروی

چشم آتش! مژه رگبار! دو ابرو ماشه !
باید این گونه نگاهی بچکانی بروی

باشد این جان من این تو , بکشم راحت باش
ولی ای کاش که این شعر بخوانی بروی...

من مانده ام تنهای تنها با خیالت وقتی غزل با من سر دیوانگی داشت


تمامش کن ای عشق و آغاز کن
دگر فرصتی نیست! کم ناز کن
اگر سِحر باید کنی، سحر کن
اگر باید اعجاز، اعجاز کن
شب عزلتم گوشه‌ی چشم توست
در مسجد بسته را باز کن
شب وصل ما با شکایت گذشت
مرا محرم بوسه‌ی راز کن
فقط بی‌وفایی مکن با خودت
نه بنشین به بامی، نه پرواز کن...

ای در دل من میل و تمنا همه تو " بیمار توام درد و مداوا همه تو از من اثری نیست ز من، در منِ عاشق م ...

دردم از  یارهست و درمان نیز هم 

دل فدای او شد و جان نیز هم

هرگز دلم زکوی تو جایی دگرنرفت *یکدم خیال روی توام از نظر نرفت*  جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد *سر رفت وآرزوی تو از سر به در نرفت
هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی که هم نادیده می بینی و هم ننوشته میخوانی ملامتگو چه دریابد می ...


نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست
تو از کی عاشقی؟ این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست ،مدت هاست
به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم ای عشق
اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست
جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار
اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست
من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل
تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست
در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی
اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108