بچه ها من دیروز ظهر ایمپلنت کردم دوتا از دندونامو. فکرشو کنید تمام لثه ها بخیه و زخم.نابود بودم.همش خونریزی شدید.بعد پسرم میخواست بره تو کوچه با دوستش فوتبال(بعضی وقتا دوتایی بیرون تو کوچه بازی میکنن چون اپارتمانیم ).شوهرمم ده دقیقه ای بود راه افتاده بود بره تهران ماموریت. اومدم بود کفش پسرم رو بیرون در آپارتمان ببندم که باد زد در خونه بسته شد.حدودای ساعت پنج بود.حالا فکر کنیدمن کلید نداشتم .مونده بودمپشت در .با لثه ی در حال خونریزی و صورت ورم کرده و شوهری که حرکت کرده واسه ماموریت تهران.بلوزم استینش تا آرنجم بود.دامنم تاریخ وجب بالای مچ پا.مجبور شدم برم خونه همسایه بالایی (شوهرش عسلویه کار میکنه ۲۵ روز توی ماه تنهاس خانومه از شانس من شوهرش بود اون روز)زنگشونو زدم و از پشت در بلند گفتم خانم فلانی .که خانومه بیاد دم در.خلاصه خانومه اومد ازش چادر گرفتم و یه گوشی که سریع به شوهرم زنگ بزنم برگرده کلید خونه را بهم بده.بعد امروز خانومه را دیدم ازش تشکر کردم بابت چادر و گوشی.
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.