سلام دوستان. شبتون بخیر.
این روزها من به شدت مشغله های درسی دارم. امیدوارم زودتر کارهام به سرانجام برسه و با خیال راحت بتونم بیام.
پیام هاتون رو متاسفانه نرسیدم بخونم، اما باز هم اومدم از لزوم دوری و دوستی بگم.
توی همکارها، ما سه خانواده بودیم که با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم.
یکی از خانم های این جمع به دلایلی (حسادت) دوست نداشت من زیاد در جمعشون باشم .
از هر راهی استفاده میکرد که دو خانواده برن و بیان و ما حذف بشیم.
مدام برنامه هارو طوری میریخت که ما نباشیم.
من هم متوجه کارهاش شده بودم و بیخیال موضوع.
گفتم با خودم من که دیگه آخر و عاقبت صمیمیت بیش از حد و بدجنسی رو میدونم. چرا خودمو اذیت کنیم؟
خلاصه کلام، اینقدر رفتند و اومدن تا همه چی رو خراب کردن.
اون دو خانواده به شدت از تو روی هم افتادن و حتی برای یک دیدار چند دقیقه ای تحمل دیدن اون خانم بدجنس رو ندارن.
اما من با هیچ کدوم از خانواده ها مشکلی ندارم.
چون فاصله مو نگه داشتم و رابطه مون حفظ شده و احترامم پابرجاست.