2821
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 395211 بازدید | 1784 پست
البته من تو اون تماس تلفنی به عنوان مشاور شما معرفی شدم از طرف دانشگاه چون همسرت به شدت حساس بود که ...

گرانبهاجان لطفابگوکه توطایفه ی همسرت تیکه میندازن وبی محلی میکنن شماچجوری میتونی مسلط باشی وجواب ندی بعدم حرص نخوری؟ من جواب نمیدم ولی یکسره حرص میخورم.چجوری واقعابرام مهم نباشه؟ بی محلیاشون تیکهاوطعنهاشون

بله. خیلی سعی میکنم بی تفاوت باشم و هر چی دلم میخواد ازش رو یهو نگم امااا...بعد یه مدت ک میبینم تا ک ...


من خیلی فکر کردم به مشکل شما ...

چند وقت پیش با یکی از دوستانم صحبت کردم در زمینه مشکل جنسی که داشت با همسرش ...تعداد ارتباط ها کم بود ... از طرفی مدلی که دوستم دوست داشت نبوده .دوستم دلش میخواسته محبت کلامی قبل از رابطه بگیره ...

 دوستم به همسرش گفته بود اگه اینطوری با همین منوال (بدون محبت کلامی) قراره باشه  ، بهتره کلا نباشه !!

یا قبل ترش به همسرش گفته بود من از نظر ذهنی حس نمیگیرم.منظور دوستم این بوده که اول ذهنم را روشن کن و محبت کلامی کن 

 جمله ش دوستم را ببینین !! ... همسرشم گفته بود "تو حس نداری.من برای ذهن تو نمیتونم کاری کنم "

 

این مدل مکالمه را دقت کنین.حرف اول باعث شده همسرس کلا یه مدت زیاد  دیگه نیاد برای رابطه  .

حرف دوم هم باعث شده بود که شوهرش فکر کنه زنش حسی بهش نداره...

به همین راحتی آدم ها از هم دورتر میشن ...

من در تاپیک اخرم نوشتم که مهارت اول هوش هیجانی یعنی من بفهمم که چرا ناراحتم ! مهارت دوم یعنی بتونم کاری برای ناراحتیم کنم ..

اگه بخونین تاپیکم را متوجه میشین .

من فکر میکنم اکثر زوجین نمیتونن پیام شون را به هم انتقال بدن و مهارت دوم هوش هیجانی شون لنگ میزنه  .

اینکه من همسری دارم که منتظر تایید بقیه است ، خب اگه بهش بگم : عزیزم چرا از بقیه تایید میگیری؟ تو که خودت صاحب نظری.من به کارهات اطمینان دارم و....

جملات فوق باعث میشه به همسرت کمک بشه . فرض کن بهش بگی: وای چرا اینقدر منتظر تایید بقیه هستی و.... خب این مدل اعتراض و رک گویی ها بدون چاشنی مهارت دوم هوش هیجانی ،کمکی به رابطه نمیکنه ...


فکر کنم دوتا مثالی که تو تاپیکم زدم گویاتر باشه تا اینجا بخوام مجددا تایپش کنم ..


من مشکل شما را نداشتن مهارت دوم میبینم .که اتفاقا اکتسابیه و میتونی تمرین کنی و یادش بگیری و حس های بالقوه همسرت را روشن کنی و به بلفعل تبدیلش کنی با صبوری ...

دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

البته یچیزی هم بگم ها....این ک با شوهرم حرف زدین خیلی خوب شد بعدش هر چند من نیدونم اون حرفا رو همینط ...

ملکه جان .بله شما فضا برای پارو زدن همسرت داری ایجاد میکنی .اونم همسری که باد کرده :)

ولی : باز برمیگردیم به حرف بانوارتمیس 

اینکه تا وقتی بگی همسرم تغییر کنه .... همسرم الان پارو بزنه .... کلا زووم باشی روی همسرت ، چیزی حل نمیشه ها...چون هنوزم درست شدن اوضاع را گره زدی به رفتار عکس العمل همسرت  ...


بله رفتار ایشون ۵۰ درصد زندگی تونه .رفتار تو هم ۵۰ درصد بقیه ش. ولی حرفی که من نتونستم به شما خوب منتقل کنم از یک سال پیش  اینه:

امیدوارم این دفعه گویا باشه :

رفتار درست اینه که من از درون خودم را دوست بدارم .به توانایی هام واقف باشم .انتظاراتم از ادمها را بیارم پایین .عزت نفس و اعتماد به نفسم را به دست بیارم .خودسانسور نباشم .جدال نکنم .پیش قضاوت ذهنی از مادرشوهر و بقیه نکنم و.....

بعدش "من " میشم محور زندگیم .من تعیین میکنم که شوهرم اصلا تو زندگیم باید باشه ؟ باید طلاق بگیرم ؟ من هستم که تصمیم میگیرم چه رفتاری باهام بشه ...

ولی خب همون طور که کاربر ماهور هم اشاره داشتن ، مردمان زیادی وجود دارن که فقط براشون باید نوشت و نوشت و نوشت .ولی وقتی میگیم ملکه جان به شوهرت فلان موضوع را بگو : میگی روم نمیشه .خجالت میکشم .نمیتونم بگم و ...

خب پس کی میخوای بگی؟ مگه این نیست که خودت تو اون زندگی هستی ؟ من و بانو و هیییچ ادم دیگه تو اون زندگی نیست .تا وقتی اولین کار عملی را نکنی ، تئوری هایی که اینجا برات نوشته میشه چه فایده؟

ببخش من رک مینویسم .گفتم این دفعه شاید پاشی و برای خودت کاری کنی عزیزم ...

وقتی میری خونه تون قهر ، منتظر پارو زدن همسرت نباش .ممکنه پارو بزنه ها . ممکنه هم نزنه ...ولی تو اونقدر باید اطمینان داشته باشی به کارت ، که تعیین کننده خودت باشی .کار درست را بدون ترس انجام بدی ...

دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

گرانبهاجان لطفابگوکه توطایفه ی همسرت تیکه میندازن وبی محلی میکنن شماچجوری میتونی مسلط باشی وجواب ندی ...

هم طایفه همسرم متلک شنیدم هم همکار هم برخی دوستان .هم اینجا از یک کاربر 😂

من تو تاپیک آخرم به مبحث متلک ها دوباره میپردازم .مقداری هم اشاره کردم تو تاپیک چطور ازدواج کردم (نمیدونم خوندین یا نه)

من به خودم باور دارم .به توانایی هام باور دارم .سبک زندگیم را با قطعیت انتخاب کردم.لباسی که میپوشم را با قطعیت انتخاب کردم و دوست دارم..

برای همین خیلی حرفا که دیگران را دیدم آزار میده برای من ازاردهنده نیست ...

مثلا تو جمع خواهر شوهر و جاریم گفتن "دیر نشه .بچه نمیخوای بیاری" اشاره داشتن که من سنم بالاتر از زمانی هست که اونا بچه دار شدن ...

ولی من جوابم ریلکس بود.گفتم نه سبک زندگیم فرق داره با شما :) 

 از درون هم به هم نریختم ...

یا بارها بهم گفتن من پول از پدرشوهرم گرفتم .خب وقتی صحت نداره ، من چرا باید ناراحت بشم ؟ اونقدر بگن تا خسته شن .

من از درون با خودم اوکی هستم .بقیه مشکل خودشونه حرص بخورن ...

شدیدا هم معتقدم که ذهنم و انرژیم برای ادمهای یاوه گو نباید صرف بشه ....

متلک های کاربره را براتون میذارم 😆

خب من با این کاربر دعوا کنم ؟ جوابش را بدم؟ 

وقتی طرف درگیر من شده ، من چرا درگیرش بشم .تمام تاپیکامم خونده ها .اینقدر پیگیره .😂

اینکه اون کاربر تاپیک های من را باور کنه  یا نکنه برای من مهم نیست .یه مخاطب هست فقط برای من. که پیگیر هست و زحمت کشیده کامنتهای بلند من تو تمام تاپیک هام را خونده  و یه شماره به بازدید تاپیکهام اضافه شده 😃

به من اسیب میرسونه ؟ واقعا نه !

پس چرا ذهنم درگیرش بشه ؟ ذهن ما مهمه .با ارزشه .چیزای خوب باید توش باشه 

تو تاپیک خودم منتشر میکنم اسکرین شات هاش را که اسمش را هم سانسور کردم .دوستم دیده بود برام فرستاده .خودم تو تاپیکی که داشت غیبت میکرد نبودم 😂😂😂

میخوام بگم ادمی که پشتت غیبت میکنه ، متلک میگه ، مدام درگیرته ، مشکل خودشه .بذار اذیت شه.شما به زندگیت ادامه بده ...

خواستی هم بعضی حرفا را جواب کوبنده بده و مودبانه (هوش هیجانی .مهارت دوم)

دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

بانو آرتمیس عزیز لطفا اگه براتون مقدوره یه تاپیک جدا بزنید و قفلش کنید تا صفحه ها همین جور بالا نره. ...

👌👌👌👌

این پیشنهاد خوب  را ممنون میشم بانو ارتمیس در نظر بگیرن 

@بانوآرتمیس  

چون تاپیک هاتون محتوای با ارزشی داره .ولی مشاوره و مطالب غیر مرتبط با اون تاپیک هم توش زیاد مطرح میشه ...

و این باعث شهید شدن محتواهای شما میشه .

از زحمات تون بینهایت ممنونم بزرگوار ❤🌷

دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

هم طایفه همسرم متلک شنیدم هم همکار هم برخی دوستان .هم اینجا از یک کاربر 😂 من تو تاپیک آخرم به مبحث ...

ممنون عزیزم که وقت گذاشتی.همش که نمیشه باهمه درگیرشم اصلاتوذاتمم نیس جواب دادن وحاضرجوابی دارم سعی میکنم حداقل بهش فکرنکنم به بدیاشون وحرفاشون امیدوارم بتونم.تاپیکای شمام روهم همروخوندم وکلی استفاده کردم عزیزم.بازم ممنون

هم طایفه همسرم متلک شنیدم هم همکار هم برخی دوستان .هم اینجا از یک کاربر 😂 من تو تاپیک آخرم به مبحث ...

دختر گرانبهای عزیز ممنون بابت همه ی تاپیکات

واقعا وجود آدمایی مث شما و بانو آرتمیس و مانترای عزیز نعمته برای ماهایی که هیچ جا این مهارت ها رو یادمون ندادن...

یه تشکر ویژه هم دارم برای تمرینات ورزشی تاپیک آخرتون

من هر روز تمریناتو انجام میدم و حس خوبی دارم

ولی فعلا نمیتونم مثل شما تک تک سلولامو دوس داشته باشم و به بدنم عشق بورزم  

ملکه جان .بله شما فضا برای پارو زدن همسرت داری ایجاد میکنی .اونم همسری که باد کرده :) ولی : باز برم ...

سلام...دقیقا من کاری انجام نمیدادم...اگرم انجام میدادم با ترس....ترس..

این بار دوتاشو با هم انجامش دادم...


ممنون از صحبت های خوبتون که خیلی هم به موقع بود

ی صلوات‌برای حاجتم‌میفرستی ممنون
👌👌👌👌 این پیشنهاد خوب  را ممنون میشم بانو ارتمیس در نظر بگیرن  @بانوآرتمیس   & ...

دختر گرانبهاعزیز،شما تو تحول زندگی من حکم جرقه را داشتین.من تا اخر عمر مدیون شما هستم .و شما رو خیلی دوست دارم.ولی فرق تاپیک شما با بانو در همین قفل نبودن هست میدونم حضور مثل من روند شما رو کند میکنه  ولی اگه بانو نیتش کمک به خانم هایی هست که هیچی از دوست داشتن خود، باور درست ،ایجاد حد و مرز برای زندگی نمی دونن. باید بگم تاپیک باز شما این کمک را به من کرده باز هم تصمیم با خود شماست

من آرزو دارم که زنان نه بر مردان،بلکه بر خودشان قدرت داشته باشند.
ملکه جان .بله شما فضا برای پارو زدن همسرت داری ایجاد میکنی .اونم همسری که باد کرده :) ولی : باز برم ...

سلام لطفا در خواست دوستیمو قبول کنید .به کمکتون نیاز دارم.قراره همسرم خونمون رو عوض کنه بریم بالای خونه ی مادرش خونه بسازه.میخوام قانعش کنم زمین بخره.بعد بسازه ولی باید همه ی طلاهامو بفروشم .میترسم اخرشم همومجا بسازه.نمیدونم چطور نیتش رو بفهمم و‌مسمم بگم نمیام اونجا.قبلا هم میخواسد بره قبول نکردم.اگه میشه درخواستمو قبول کنید .

دختر گرانبهاعزیز،شما تو تحول زندگی من حکم جرقه را داشتین.من تا اخر عمر مدیون شما هستم .و شما رو خیلی ...

سلام عزیزم   

خواهش میکنم خوشحالم مفید هستم   

ممنون از انرژی مثبت تون مهربان

من یک تاپیک باز دارم ...که کاربران هر چی بخوان اونجا مینویسن (تاپیک چند روز رفتم مرخصی ...البته زیاد تیترش واضح نیست    قبلا یه تاپیک داشتم به اسم "هر چی میخواهد دل تنگت بگوی " که یک کاربری استارت دعوا را زد و بقیه باهاش دعوا کردن و فرداش دیدم تعطیل شده متاسفانه و نی نی یار هم تذکر دادن که چرا تاپیک را مدیریت نکردی ....)

منظور من بستن نظرات کاربران عزیز اصلا نبود عزیزم 

منظورم این بود بانو جان یک تاپیک باز داشته باشن  به همون مضمون "هر چه میخواهد دل تنگت بگوی" 

و تاپیک های آموزشی شون ، قفل بشه که مطالب بتونه آدرس دهی بشه ...

من خودم خیلی از کاربران را برای شروع خودسازی ، به تاپیک بانوجان دعوت میکنم .تاپیک "من خودم را دوست دارم" 

و بارها کاربران فیدبک دادن که ای کاش اون تاپیک فقط صحبت های خود بانو بود ...راست میگن چون گم میشه آدم تو مطالب مختلف و جواب های مختلف 

وگرنه من شخصا خودمم تو تاپیک هام بدون نظر کاربران پیش نمیرم ...تو تاپیک آخرمم نوشتم که منتظرم فیدبک بدین تا ادامه بدم ...

جسارت نشده باشه عزیزم یه وقت .من منظورم فقط آدرس دهی بود نه جلوگیری از نظرات کاربران


دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

سلام دوستان چند روزی نبودم فکر میکنم موضوع صمیمیت از مبحث اصلی خارج شده چون مطالب اخر فقط مشاوره بوده ولی من مطلبی به نظرم رسید درباره صمیمیت که خاستم بگم تجربه شخصی من میگه حتی باخانواده خودتونم صمیمی نباشید الان صمیمیت بیش از اندازه من باعث شده خانوادم ومخصوصا برادرم شوخیای نادرست انجام بده که سر این قضیه باهمسرم همیشه بحث کنیم من خودمو مقصر میدونم اگر از اول میدونستم اگاهی امروزمو داشتم زیاد صمیمی نمیشدم تا الان احترامم حفظ بشه وپیش همسرم کنف نشم خاستم بگم علاوه بر خانواده همسر یا غریبه ها حتی باخانواده خودتونم صمیمی نشید بعدا مشکلاتی بوجود میاد که مقصر اصلیش فقط وفقط خودمونیم 

ملکه جان .بله شما فضا برای پارو زدن همسرت داری ایجاد میکنی .اونم همسری که باد کرده :) ولی : باز برم ...


دختر گرانبها جان حرفاتون به دلم نشست. منم قبلا می ترسیدم از طلاق و اتفاق های بعدش! اما الان قاطعانه تصمیم گرفتم. اونقدر که همه حتی واسطه ها رو قانع کردم. موضوع مهمی که هست اینه که نمی ترسم و خودم انتخاب می کنم نه اجازه ی انتخاب به طرف مقابل میدم.

بانو آرتمیس عزیز به راهنمایی شما و بقیه دوستان عزیزم نیاز دارم.

من الان حدود یک ماهه که خونه پدرم هستم ولی چون از اول به قصد قهر منزل رو ترک نکرده بودم خیلی از وسایلم همراهم نیست. در حال حاضر هم از طریق واسطه درحال رایزنی برای طلاق توافقی هستیم ولی طرف مقابل هنوز جواب قطعی نداده. من بعضی از وسایلمو نیاز دارم خصوصا برای کارم که همین مدت هم با محدودیت های زیادی کارمو پیش بردم. از طرفی مراحل طلاق توافقی هم حدود یک ماهی طول میکشه به شرط اینکه اونا توافق کنن و اقدام کنیم. اما من دقیقا نمیدونم برای وسایلم که نیازشون دارم چیکار کنم. چون هیچ ارتباطی با همسرم و خانواده ش ندارم. شما پیشنهادتون چیه؟

بانو آرتمیس عزیز به راهنمایی شما و بقیه دوستان عزیزم نیاز دارم. من الان حدود یک ماهه که خونه پدرم ه ...


طناز عزیز برات بهترین رو از خدا میخام


به نظر من خیلی آروم و خونسرد با واسطه ها برخورد کن و حرفاتو جدی و محکم بگو تا این وسط بحثی پیش نیاد


مطمعن باش مادر همسرت تمام تلاشش رو میکنه تا کمترین امتیاز رو بده، بخصوص که واقعا خسته ت کردن و دنبال راه فرار و ارامشی


به نظر من خودت اصلا نرو و روبرو نشو تا بیشتر از این حرمتا نریزه،یکی از نزدیکان با واسطه و اطلاع قبلی همسرت بره و وسیله هاتو بیاره


تو این بین هر چی کمتر حرف بزنی خدا خودش تو زمان مناسب حرفای دلت رو بهشون میزنه، البته وقتی وجدان خفته شون بیدار شد

چوب خدا صدا نداره... 



2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز