عزیزم. واقعا برای الانت ناراحتم
بنظرم همسرت اونقدر ها هم بد نباشه.فقط تحت تاثیر اخلاقای مادر و پدر و...قرارگرفته و اونها خیلی موفق شدند ک اون رو به سمت خودشون بکشونن این مسئله تا حدی طبیعیه و برای هر کسی ممکنه پیش بیاد
این اخلاق رو به فال نیک بگیر ک همسرت تحت تاثیر حرف دیگران قرار میگیره پس چرا تحت تاثیر من قرار نگیره. ؟؟؟؟؟؟؟؟ .تو اولین کاری ک میکنی باید دوباره اعتماد به نفست رو بدست بیاری.و این مسئله رو تو خودت تقویت کنی.چون کلید شروع تو این کار اعتماد بنفسه دوباره است.
برای شروع یه چند وقت باید از اون محیطی الان روی تو اثر بدی میزاره دور شی.تا مغزت اروم بگیره.میدونم شوهرت سخت گیره.ولی مطمئنم یه راهی پیدا میتونی بکنی
وقتی بعد چند روز اومدی.با اعتماد به نفس، نه از روی ضعیف یا از سرت رفع کردن یا از ته دل نبودن یا...برو کار های خودت و کارهای منزل خانه همسرت رو انجام بده. (اینجا منظورم این نیست ک تسلیم خواسته ی اونها بشی.تو برای حفظ چهار چوب خودت و اینکه دوباره همسرت به سمتت بیاد اینکار رو انجام بدی چون هر مردی این رو دوس داره ک همسرش پیش خانواده اش زرنگ و خوش اخلاق...باشه)
اولین روز ک اومدی یکم خوش اخلاق باش.حتی شده الکی. ک نگن رفتی و اومدی بهت، یاد دادن.ولی از فردا یا پس فردا شروع کن به تو خودت بودن جواب های کوتاه.با اره یا نه جواب دادن.اینها باید محکم گفته شه. ن اروم ن ضعیف.
این جمله رو زیاد شنیدیم خودت رو به کسی ثابت نکن.این جمله درسته اما اینجا ک تو فکرت طلاق میگذره باید این قانون رو کنار بگذاری.و این رو بدون این قانون ها از آسمان نیامده پس متناسب با شرایط تغییر پذیر هم میشن.
بعد ثابت کردن خودت ک من کار میکنم من زرنگ هستم. من جدی هستم. (نه اینکه بپری و دعوا راه بندازی یا جوابشون رو بدی ویا اخم...) جدی در کارها جدی در حرف زدن.
اگه همسرت در کار های شخصی مثل نمیدونم نظافت گفتی فک کنم.یا یه همچین کارهای دیگه ک ربطی به خانوده اش نداره خیلی کوتاه و محکم و جدی گیر بده.بزار بفهمه ک حالیته.احساس میکنم احساس میکنم تو شوهرت رو زیادی گنده کردی یا ضعیف و اروم. حرف میزنی در برابرش.
عزیزم این کارها صبر و حوصلهههههههههههههههه میخواد ک اگه عاقل باشی و به هدف شیرنت فکر کنی راحتر میتونی عبور بدی خودت رو.
بعد این کارها مطمئن باش همسرت به سمتت میااد.
خب حالا ک ههمسرت به سمتت اومد تو باید برای یه مدت کوتاه دیگه هم خودت رو ثابت کنی.
عزیزم این رو بدون بعضی چیزا تغییر پذیر نیستن مث خواسته اونها و توقعاتشون از اینکه بیا کمک و...
تو باید خودت رو پیش همسرت خوب خوب جلوه بدی و لز طرفی هم رو متن سازیت کار کنی ک از اون خونه بری.تو باید این فکر رو داشته باشی ک این روزها کوتاه هستن و میگذرن.و همیشه خودت رو تو خونه دیگه تصور ک.خونه ای ک به نظرم همه ی مشکلاتت حل میشه. براساس کتاب چهار اثر این کارها انسان رو به خواسته هاش نزدیک میکنه.نمیدونم اون پی دی اف اشنایی با فرشتگاه رو خوندی یا نه؟این هم میتونه یه بازی جالب باشه.میتونی ازفرشتگان خودت بخوای ک بره با فرشته های همسرت حرف بزنه.خخ بعضی وقتا در اوج نا امیدی مشکلم حل شده. تو این راه توکل به خدا امید صبر سه تا مثلثی هستن ک هواتو تو این روزهای سخت دارن.
عزیزم من اول همسرم بهم گیر میداد.از کارهام ایراد میگرفت و...من همین راه هارو پیش رفتم ولی من تو گیر دادن بهش خیلی زیاده روی کردم.یعنی از یه جایی به بعد اخلاقم شد و همین لطمه بزرگی به زندگیم زد.اما خداروشکر فهمیدم مشکل از کجاست والان روابط خودم رو به یک همسر ایده ال ک ظرافت های زنانه جذاب و...دارم سوق میدمو خداروشکر زندگیم ب روال افتاده.