2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 395144 بازدید | 1784 پست
پس منم یه تجربه در رابطه با ارتباط با دوستانم بگم داشتن رابطه دوستانه همیشه برام خیلی اهمیت داشته ب ...

چقد عالی 

ممنون عزیزم حتما ازش استفاده میکنم🙏

(شروع ازمهرماه۹۹)        وزن شروع:۹۴☹---'وزن فعلی:۸۹/۶۰۰😎89/100😊۸۸/۶۰۰🥰-۸۶/۶۰۰🧚‍♀️💃--وزن هدف اول:۸۰kg😇🥰💪

سلام بانو ارتمیس خسته نباشید .میگم من مدتیه یک ماهی میشه که خیلی عادی با همسرم رفتار میکنم یعنی احترام میذارم ولی قربون صدقه و... نمیرم اینجور حال خودم بهتره چون ایشون اهل این چیرا نیست و من متاسفانه انتظار متقابل دارم پس منم مثل خودش باشه برام بهتره ولی یه مشکلی این وسط هست اینکه احساس میکنم رابطمون داره سرد میشه الان دارم میرم تو چهار ماه رابطه جنسیمون خیلی کم شده یعنی چند بار اونم از طرف من بوده نمیدونم چرا در صورتیکه مهربون تر شده برام خیلی وقت میذاره چون ویارم خیلی بده و از خونه هم بدم میاد منو خیلی میبره بیرون اصلا نمیدونم چه اتفاقی داره میفته منم کلا هر وقت ازش ناراحت میشم رو کاغذ مینویسم خیلی حالمو خوب میکنه . یه چیز دیگه اینکه خونواده همسرم تو این مدت اصلا یکبارم حتی یه زنگ نزدن حالمو بپرسن حالا من هرچی میگم بریم یه سر بهشون بزنیم همسرم نمیاد میگه ناراحتم به تو اصلا زنگم نزدن . . میشه راهنماییم کنید . بنظرتون من همین روشو پیش بگیرم باعث سردی و دور شدن همسرم از من نمیشه؟یعنی باید بهش بیشتر نزدیک شم ؟

ممنون از وقتی که برام میذارید

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

سلام شاید وقتی اسمم بالا بیاد هیشکی دیگ پیاممو نخونه اما من میخام اخرین شانسمم امتحان کنم بعد تصمیم ...


ملکه جان ناراحت شدم همه ما شاهد تلاش تو بودیم

قبلا ک میگفتی شوهرت خوبه 

 الان من خصوصیات ش رو خوندم اصلا آدم نرمالی نیس 

معلومه درست تربیت نشده تو خانوادش.  بنظر من حتما و حتما به مشاور مراجعه کن 

اگرم اون نمیاد اولش خودت برو . انشاله مشکلاتت حل میشه بزودی

ملکه جان حرفهاتو خوندم. جمله به جمله ش منو یاد رفتارای همسرم مینداخت. دقیقا بدون هیچ کم و کاستی. حت ...

اخه من ن توان موندن دیگ دارم ن رفتن

ب اندازه کافی دوران دوستی گریه کردن براش موقع خواستگاری و مهریه و...جنگیدم دیگ توان نمونده برام

همه اینها تقصیر خودمه

بی تجربه بودم و زود خودمو انداختم توی این بازی

اما دیگ واقعا اعصابی برام نمونده ک شکست ناپذیر بشم و تغیر بدم

دلم میخواد حدقل شوهرمم ی تلاشی بکنه

اما روز ب روز داره شرایطمون بدتر میشه

وقتی فک میکنم ب جدایی واقعا میگم نکنه من همه تلاشمو نکردم ولی وقتی میام تو زندگی میبینم واقعا توقعات خودش و خدنوادش ب شدت بالاست

از عروس انتطار ی دختر دارن ک ن بشنوه ن چیزی بگ و ن چیزی بخواد فقط کار کار

اینو هم ب شوهرم منتقل کردن

کلا از اول ما مشکل داشتیم من تنهایی مشاوره میرفتم اون نمیومد

وقتی ب این فک میکنم ک چقد سرکوفت بهم میزنه میگ تو التماس میکردی بیام خواستگاری حالم بد میشه

😥

اینقد شخصیتم کوچیک کرده من توی جمع حتی سه نفره نمیتونم حرف بزنم میگم شوهرم نگ باز این گیح بازی ها چی بود


ی صلوات‌برای حاجتم‌میفرستی ممنون
ملکه جان ناراحت شدم همه ما شاهد تلاش تو بودیم قبلا ک میگفتی شوهرت خوبه   الان من خصوصی ...

من اینقد زوم بودم روی مادرشوهر فک میکردم با اون مشکل دارم اما از وقتی با بانو بودم دیدم چقد من ضعیف شدم

وقتی بخاطر این مشکلاتم با یکی از اشناها صحبت میکردم دیدم چقد ازم تعریف میکرده یاوم اورد زمان مجردی هامو

این ک من مجلس گرم کن بودم چقد حرف میزدم اما الان دریع از ی کلمه

کاش اسن سکوت بخاطر دانایی بود ن ترسیدن

کلا خانوادش همینطورن اونام حرف میزنی جدیت نمیگیرن

دلم میخاست حدقل برای شوهرم ی زن عاقل باشم

اینقد ک شوهرم میگ تو مقصری تو مقصری تو بلد نیستی رفتار کنی واقعا فک میکردم اینطوریه

از دور و اشناها هی میمرسیدم ببینم رفتار اونا مگ چجوریه با مادرشوهر

چقد میرن

خب من اگ میخاستم خونه اونا زندگی کنم و باهم باشیم و روزی چندین مرتبه هی برم اونجا خب چرا خواستیم مستقل شیم


ی صلوات‌برای حاجتم‌میفرستی ممنون
اخه من ن توان موندن دیگ دارم ن رفتن ب اندازه کافی دوران دوستی گریه کردن براش موقع خواستگاری و مهریه ...

ملکه جان عزیزم من تک تک حرفهاتو میفهمم. توی تک تک شرایطی که توش قرار گرفتی، قرار گرفتم.

منم یه دختر تحصیل کرده از یه خانواده ی خوب و آروم بودم اونقد رفتارهای زشت خودش و خانواده ش آزارم داد که هزار جور مشکل پیدا کردم. فشار خون، کم کاری تیروئید، سر دردهای عصبی. البته از وقتی فهمیدم که دارم دچار مشکلات جدی میشم دست از اون کشیدم و تمرکزمو گذاشتم روی خودم که قوی بشم و یه روز با اقتدار اون زندگی رو ترک کنم. همین اتفاق هم افتاد. الان خیلی آرومم و آرامش دارم. حالم با خودم خیلی خوبه. 

میفهمم وقتی میگی نه جایی برا موندن داری و نه دلی برا رفتن. زیاد اون حس و حالو گذروندم و چقد آزارم میداد. اما الان دیگه تصمیمو گرفتم برای همینم آرامش دارم.


گفتی تنهایی میری مشاوره و شوهرت نمیاد.

دقیقا شبیه من. حتی قهر رفتن خونه ی پدرم و پادرمیونی ده ها بزرگتر نتونست قانعش کنه که باید بره مشاوره.


در حقیقت مشکلات اصلی رو اونا دارن ولی ما دنبال راه حلیم. کل وقت و انرژیمونو میذاریم برا اینکه مشکلات اساسی و ریشه ایه شخص دیگه ای رو حل کنیم که باید بگم متاسفانه هیچ وقت حل نمیشه تا زمانی که خودش به این نتیجه نرسه که ایراد از خودشه و باید روی خودش کار کنه که اینم کی به این نتیجه برسه با وجود خانواده هایی که حامی رفتارهای منفیشون هستن غیرممکنه.

من اینقد زوم بودم روی مادرشوهر فک میکردم با اون مشکل دارم اما از وقتی با بانو بودم دیدم چقد من ضعیف ...

عزیزم. واقعا برای الانت ناراحتم

بنظرم همسرت اونقدر ها هم بد نباشه.فقط تحت تاثیر اخلاقای مادر و پدر و...قرارگرفته و اونها خیلی موفق شدند ک اون رو به سمت خودشون بکشونن این مسئله تا حدی طبیعیه و برای هر کسی ممکنه پیش بیاد 

این اخلاق رو به فال نیک بگیر ک همسرت تحت تاثیر حرف دیگران قرار میگیره پس چرا تحت تاثیر من قرار نگیره. ؟؟؟؟؟؟؟؟ .تو اولین کاری ک میکنی باید دوباره اعتماد به نفست رو بدست بیاری.و این مسئله رو تو خودت  تقویت کنی.چون کلید شروع تو این کار اعتماد بنفسه دوباره است.

برای شروع یه چند وقت باید از اون محیطی الان روی تو اثر بدی میزاره دور شی.تا مغزت اروم بگیره.میدونم شوهرت سخت گیره.ولی مطمئنم یه راهی پیدا میتونی بکنی  

وقتی بعد چند روز اومدی.با اعتماد به نفس، نه از روی ضعیف یا از سرت رفع کردن یا از ته دل نبودن یا...برو کار های خودت و کارهای منزل خانه همسرت رو انجام بده. (اینجا منظورم این نیست ک تسلیم خواسته ی اونها بشی.تو برای حفظ چهار چوب خودت و اینکه دوباره همسرت به سمتت بیاد اینکار رو انجام بدی چون هر مردی این رو دوس داره ک همسرش پیش خانواده اش زرنگ و خوش اخلاق...باشه)

اولین روز ک اومدی یکم خوش اخلاق باش.حتی شده الکی. ک نگن رفتی و اومدی بهت، یاد دادن.ولی از فردا یا پس فردا شروع کن به تو خودت بودن جواب های کوتاه.با اره یا نه جواب دادن.اینها باید محکم گفته شه. ن اروم ن ضعیف.

این جمله رو زیاد شنیدیم خودت رو به کسی ثابت نکن.این جمله درسته اما اینجا ک تو فکرت طلاق میگذره باید این قانون رو کنار بگذاری.و این رو بدون این قانون ها از آسمان نیامده پس متناسب با شرایط تغییر پذیر هم میشن.

بعد ثابت کردن خودت ک من کار میکنم من زرنگ هستم. من جدی هستم. (نه اینکه بپری و دعوا راه بندازی یا جوابشون رو بدی ویا اخم...) جدی در کارها جدی در حرف زدن.

اگه همسرت در کار های شخصی مثل نمیدونم نظافت گفتی فک کنم.یا یه همچین کارهای دیگه ک ربطی به خانوده اش نداره خیلی کوتاه و محکم و جدی گیر بده.بزار بفهمه ک حالیته.احساس میکنم احساس میکنم تو شوهرت رو زیادی گنده کردی یا ضعیف و اروم. حرف میزنی در برابرش.

عزیزم این کارها صبر و حوصلهههههههههههههههه میخواد ک اگه عاقل باشی و به هدف شیرنت فکر کنی راحتر میتونی عبور بدی خودت رو.

بعد این کارها مطمئن باش همسرت به سمتت میااد.

خب حالا ک ههمسرت به سمتت اومد تو باید برای یه مدت کوتاه دیگه هم خودت رو ثابت کنی.

عزیزم این رو بدون بعضی چیزا تغییر پذیر نیستن مث خواسته اونها و توقعاتشون از اینکه بیا کمک و... 

تو باید خودت رو پیش همسرت خوب خوب جلوه بدی و لز طرفی هم رو متن سازیت کار کنی ک از اون خونه بری.تو باید این فکر رو داشته باشی  ک این روزها کوتاه هستن و میگذرن.و همیشه خودت رو تو خونه دیگه تصور ک.خونه ای ک به نظرم همه ی مشکلاتت حل میشه. براساس کتاب چهار اثر این کارها انسان رو به خواسته هاش نزدیک میکنه.نمیدونم اون پی دی اف اشنایی با فرشتگاه رو خوندی یا نه؟این هم میتونه یه بازی جالب باشه.میتونی ازفرشتگان خودت بخوای ک بره با فرشته های همسرت حرف بزنه.خخ بعضی وقتا در اوج نا امیدی مشکلم حل شده. تو این راه توکل به خدا امید صبر سه تا مثلثی هستن ک هواتو تو این روزهای سخت دارن.

عزیزم من اول همسرم بهم گیر میداد.از کارهام ایراد میگرفت و...من همین راه هارو پیش رفتم ولی من تو گیر دادن بهش خیلی زیاده روی کردم.یعنی از یه جایی به بعد اخلاقم شد و همین لطمه بزرگی به زندگیم زد.اما خداروشکر فهمیدم مشکل از کجاست والان روابط خودم رو به یک همسر ایده ال ک ظرافت های زنانه جذاب و...دارم سوق میدمو خداروشکر زندگیم ب روال افتاده.

به لطف خدا زندگیم مملو از اتفاقات خوبه 😘
سلام روزتون بخیر راستش همیشه نوشتیم ک ما خوب باشیم ما همیشه تازگی داشته باشیم. ما همیشه...  ه ...

عزیزم در اولین فرصت جواب این کامنت را میدم .کلی تایپ کردم یهو همه پنجره ها بسته شد😔😔

دوباره تایپ کنم براتون میذارم 

دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

سلام خدمت همه دوستان  وبانوارتمیس عزیز. 

طنازجان این متن روبرای شما میزارم.

یه پدیده هست که من شخصاتازه بوجودش پی بردم. 

پدیده چراغ گاز. درین پدیده همسر به زن القامیکنه که زن مشکل اساسی داره وزن بمروربخودش شک میکنه

توضیحش درمتن زیرهست.البته تمنامیکنم هرکس این متن رومیخونه به همسرش نسبت نده اما گاهی برای افرادی مثل من یاطناز که میدونم خونواده های اخلاق مدار وزیادی ارومی داشتیم وازدیگران رکب خوردیم دونستنش خالی ازلطف نباشه. این پدیده بیشتر بدردخانمهایی میخوره که اغلب باوجود شخصیت بی دردسرشون گیرادم  گرگ میفتن.یعنی خودم سالهاپیش درگیرهمین پدیده بودم تاجایی که فقط به خودم شک داشتم واین واقعاتلخ بود. 


وقتی کنترل‌گر (فردخودشیفته یاهمسر) به قربانی تلقین می‌کند که حافظه، افکار و احساساتش اشتباه هستند، قربانی بیش‌از‌پیش به خودش شک می‌کند. فرد کنترل‌گر به هدف نابودی جنبه‌های اساسی هویت قربانی، در موارد حساس‌تری شروع به دروغ‌گویی می‌کند تا او را فرسوده و گیج بکند. همچنین او کاری می‌کند تا قربانی به واقعیتی اعتماد کند که کنترل‌گر می‌خواهد.

دکتر رابین استرن، روان‌شناس و نویسنده کتاب «اثر چراغ گاز؛ چطور کنترل‌گر پنهایی را بشناسیم و قربانی آن نشویم»، چند نشانه برای اینکه بدانیم آیا قربانی این پدیده شده‌ایم یا خیر، ارائه می‌دهد:

  • احساسات‌تان تغییر می‌کند و دیگر خود را مثل قبل نمی‌بینید؛
  • بیشتر مضطرب‌ هستید و اعتماد کمتری به خود دارید؛
  • اغلب حس می‌کنید بیش ‌از ‌حد حساس شده‌اید؛
  • احساس می‌کنید هر کاری که انجام می‌دهید، اشتباه است؛
  • همیشه فکر می‌کنید تقصیر شماست که اوضاع خوب پیش نمی‌رود؛
  • اغلب معذرت‌خواهی می‌کنید؛
  • حس می‌کنید یک جای کار اشتباه است اما نمی‌توانید آن را پیدا کنید؛
  • اغلب می‌پرسید آیا رفتارتان با شریک زندگی (که در اینجا همان فرد کنترل‌گر است) مناسب است یا خیر (برای نمونه، حس می‌کنید غیرمنطقی هستید یا همسرتان را به‌اندازهٔ کافی دوست ندارید)؛
  • برای رفتار نامناسب فرد کنترل‌گر بهانه پیدا می‌کنید؛
  • به دوستان یا خانواده چیزی نمی‌گویید تا مبادا مجبور به درگیری با فرد کنترل‌گر شوید؛
  • احساس می‌کنید از خانواده و دوستان جدا افتاده‌اید؛
  • به‌سختی می‌توانید تصمیم بگیرید؛
  • احساس ناامیدی می‌کنید و دیگر از فعالیت‌هایی که قبلا از انجامشان لذت می‌بردید، لذت نمی‌برید.
شکرت خداجون

گاهی امکان دارد که فردی بدون اینکه بداند، فرد دیگری را تحت‌کنترل خود گرفته باشد. با‌این‌حال، حتی در این ‌صورت هم فرد کنترل‌کننده از این کار لذت می‌برد. بعضی از افراد به این دلیل که در کودکی اغلب در رابطه پدر و مادرشان شاهد پدیده چراغ گاز بودند، حالا خودشان آن را به‌صورت ناخودآگاه اجرا می‌کنند. حتی اگر فردی که این کار را انجام می‌دهد به آن آگاهی نداشته باشد، این رفتارش به‌هیچ‌عنوان پذیرفته نیست و ناآگاهی از این پدیده نمی‌تواند بهانه‌ای برای داشتن رفتاری حیله‌گرانه و کنترل‌گر باشد.

پدیده چراغ گاز می‌تواند تأثیرگذارتر و موفق‌تر از چیزی باشد که خیلی از افراد تصور می‌کنند. تقریبا همه می‌توانند در برابر ترفندهای چراغ گاز آسیب‌پذیر باشند. این ترفندها را در طول تاریخ، بارها همسران، دیکتاتورها، افراد خودشیفته و رهبران فرقه‌ها اجرا می‌کردند‌ و هنوز هم این روند ادامه دارد.

بعضی از افراد به‌قدری ماهرانه این پدیده را به‌ کار می‌برند که اصلا متوجه‌شان نمی‌شوید: شاید بهترین راه برای شناخت آنها، از طریق اعمال و طرز فکر قربانیان‌شان باشد. افرادی که پدیده چراغ گاز را به‌ کار می‌برند، در تحریک‌کردن شما تخصص دارند و حساسیت‌ها و نقطه‌ضعف‌هایتان را به‌خوبی می‌شناسند و از این اطلاعات بر ضد شما استفاده می‌کنند. نمونه‌هایی از ترفندهایی که آنها به‌ کار می‌برند، به شرح زیر است:

  • احساسات شما را پیش‌پا‌افتاده جلوه می‌دهند.
  • به شما می‌گویند که دیگران پشت‌سر شما صحبت می‌کنند.
  • چیزهایی را انکار می‌کنند که به شما گفته‌اند.
  • اشیایی را از شما پنهان می‌کنند و وانمود می‌کنند چیزی درباره آنها نمی‌دانند.
  • اصرار دارند به دروغ به شما القا کنند که در جای خاصی حضور نداشتید (یا داشتید) تا شما را دیوانه جلوه دهند.

افرادی که این ترفند را به‌ کار می‌برند، اغلب اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت خودشیفته یا اختلالات روان‌شناختی دارند. آنها اغلب به قربانیان‌شان یک چهره و به دیگران چهره‌ای دیگر نشان می‌دهند. هدف آنها از این کار این است که اگر قربانی وضعیتش را برای دیگران بازگو کرد و از آنها کمک خواست، هیچ‌کس حرف او را باور نکند. این افراد معمولا ترفندهای چراغ گاز را در چندین رابطه تکرار می‌کنند.


طنازعزیز ازخداوند میخوام بهترین هابرات رقم بخوره. 

شکرت خداجون
عزیزم. واقعا برای الانت ناراحتم بنظرم همسرت اونقدر ها هم بد نباشه.فقط تحت تاثیر اخلاقای مادر و پدر ...



سلام عزیزم خوبی ؟ تصادفی این کامنتهات را دیدم ..

خیلی ناراحت شدم ..چون خاطرم هست که خیلی زیاد در مورد اینکه خونه خاله ت اینا نری برای زندگی صحبت کردیم .قرار بود انگار پول بدن جایی را بگیرید و ندادن و ‌....

تو با حالتی وارد این زندگی زناشویی شدی که کاملا له شده بودی .کاملا غرورت له شده بود ... همسرتم رشد لازم را برای زندگی مشترک نکرده و نمیخوادم رشد کنه ....

و این حس را به شما میده " که تو خوب نیستی "

دلیلش اینه که شوهرت خودشم ضعیفه .از ضعیف شدن تو حس قدرت میکنه ...

همین که میگه تو خواستی بیام خواستگاریت و ...

اینها خیلی زن را ازار مبده ...

همین که مرتب اعتماد به نفست را میگیره و بهت حس خنگ بودن و نگرفتن مطالب میده ...

همین که حاضر نیست کوچکترین قدمی برداره برای زندگیتون ...


من تو عقدتون یه راهکار دادم .گفتم یه مدتی از هم دور باشین .اون دلتنگ بشه .ارزشهات را به دست بیاری و ...ولی خب نشد .الان سخت شده دیگه .فقط میدونم زندگی با مردی که حس میکنه از روی اجبار باهات ازدواج کرده خیلی سخته ...

الانم اگه آخر خط رسیدی ، با همسرت توافق کن .بگو من خسته شدم .رفتارهاش که اذیتت کرده را بگو و در اخر بهش بگو راهکار این زندگی چیه ؟ 

اگه بهت گفت تو مقصری کاملا .تو هم بگو من مقصرم ولی تو هم خیلی مقصر بودی ولی غرور کاذبت نمیذاره بفهمی .بهش بگو دختری که قلبش را میذاره کف دستش و به پسر مورد علاقه ش میگه بیا ازدواج کنیم ، شایسته رفتار همراه با منت تو نیست .بگو اگه زمان برگرده عقب ، چنین اشتباهی را نمیکنی چون منت گذاشتن ایشون را دیدی ..بهش بگو این مدل زندگی را نمیتونی تحمل کنی و ازش راهکار بخواه .هر جا محکومت کرد تو جبهه نگیر .تهش بگو آره راست میگی منم از تو خیلی زیاد نقد دارم .ما گویا به اجماع نمیرسیم ....

این طوری حس منت گذاری همسرت میاد پایین .میفهمه که تو هم اشتباهات خودت را واقف هستی هم دیگه خودسانسور نیستی هم میخوای این زندگی تکلیفش معلوم شه .جواب همسرت مهمه .ببین چی میگه .

دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

عزیزم در اولین فرصت جواب این کامنت را میدم .کلی تایپ کردم یهو همه پنجره ها بسته شد😔😔 دوباره تایپ ...

اخی گلم .ممنونم ک خواهرانه به فکر مایی.

اشکالی نداره عزیزم.منتظر جوابتون هستم...

میشه برام یه دونه صلوات بدی مشکلم حل شه؟
گاهی امکان دارد که فردی بدون اینکه بداند، فرد دیگری را تحت‌کنترل خود گرفته باشد. با‌این‌حال، حتی در ...

بیتای عزیز ممنونم از شما به خاطر متن جالبتون.

کاملا درسته همسر من کنترل گر بود و در خانواده ای کنترل گر و سلطه جو رشد کرده بود.

من ۲ سال اول واقعا فکر می کردم ایراد از منه، من کم گذاشتم ولی بعدش فهمیدم اونا دارن از این طریق عزت نفس و اعتماد به نفسمو می گیرن که شروع کردم به تمرکز روی خودم. عزت نفس و اعتماد به نفسمو برگردوندم و تن به رفتارها و خواسته های غیر منطقی اونها ندادم همینم باعث شد درگیری ها بالا بگیره.

بیتا جان ممنونم و خوش حالم دوستان خوبی مثل شما دارم.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کتک از پدر

s2026 | 32 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز