2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 395114 بازدید | 1784 پست
بانو جان راجب این‌موضوع میخواستم‌نظرتو بدونم 1.مادرهمسر من فوق العاده زن قدرتمند از لحاظ رفتارش در ...

ببین عزیزم، از بعضی چیزها باید بگذری و به روی خودت نیاری.

فکر میکنی برای من نیست؟

آیا کسی از من تقلید نمیکنه؟

من این رو نقطه قوت خودم حساب میکنم و سعی میکنم راه و روش خودمو داشته باشم.

چون دیگران دارن با تقلیدهاشون منو تایید میکنن و بهم انرژی میدن.

یک جور تشویقه این کار.

رهاشون کن، برو سراغ ایده ها و اهداف خودت، بگذار اونها درگیرت بشن، تو درگیرشون نشو.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ببین عزیزم، از بعضی چیزها باید بگذری و به روی خودت نیاری. فکر میکنی برای من نیست؟ آیا کسی از من تق ...

ممنونم از پاسخگوییت 

بانو‌جان مثلا یکی از شما وضعش پایینتر باشه یهو بشنوه تو‌چیزی گرفتی و خریدی مثلا بگه‌والا تو خوب تو داری خرج کنی 

مثلا همچین موقعهایی شما خودتو پایین میکشی یا تایید میکنی حرفشونو

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بله عزیزم، ما درگیر نیازهای اولیه مون هستیم. چون میخوان که درگیر نیازهایمان بمونیم تا رشد نکنیم. ک ...


درست می گید روال جامعه همین بوده

و تااین روال بخواد تغییر کنه ، خیلی زمان می بره

حتا اصلن باید دید که ماها خواهان این تغییر رویه هستیم یا نه ؟!

ظاهر مون امروزی شده ولی افکار همچنان سنتی هست 


حالا در مقیاس کوچیک ، اونچه در اختیار من بود رو گفتم خدمت تون

من هم از 20 سالگی شاغل بودم

ولی دقیقن کسی نبود ک آدم ازش یاد بگیره

جامعه منو سمت رشد درونی سوق نداد ، همش حرف درس خوندن و درجات بالاتر به هر  قیمتی بود بعدشم ک سمت ازدواج و ...

خب با تاهل و بچه و اشتغال و ... واقعن توجه به درون ب مراتب سخت تره

گرچه هیچ چیز محالی وجود نداره 

یه چیزی از آخر تاپیک قبلی تون یاد گرفتم این بود که قانون طبیعت در کوشش و تلاشه اینکه تصور میشه پول و پارتی مهمه ، یاد گرفتم مهمه ولی نه همیشه ، قانون تلاشه و تداوم در ان 


آنچه تو گنجش توهم می کنی *** از توهم گنج را گم می کنی

کلا بگم آدمیم میترسم از مردم و واکنشهاشون 

میگم  ای وای حالا فلانی ناراحت نشه من این وسیله رو‌خریدم؟اگه رفت تو فکر‌چی؟من‌ چه رفتاری باید کنم ؟چطوری حالشو‌ عوض کنم 

میدونم خیلی این اخلاقم بده

با بعضی ها مستقیم نمیشه در افتاد. با افراد قوی باید مدارای بیشتری کرد و از روش های دیگه ای استفاده ...

مثلا تویک مهمونی، میان توهین می‌کنند و حتی فحش میدن و درگیر میشن، و کاملا مقصر هستند و ظلم می‌کنند 

ظلمی آشکار، ولی بزرگ فامیل هستند، همه به سمت اون میرن تا آرومش کنند، خونسردیشو حفظ کنه، فشارش نره بالا، آروم باشه، حتی میگن باهاش می‌خندند براش آب میارن

و اون شخص ، که آدم‌ محترم و خوبیه، فقط اینجا سکوت میکنه مدارا میکنه و احترام میزاره تا مهمونی تموم بشه و میره خونش ولی دیگه رفت که رفت 

قطع رابطه میکنه به نشانه ی قهر. 

اینم مثالش

حالا نظرتون چیه

راه حلی دارید؟ 

دقیقا چند وقتی هست که به این نتیجه رسیدم و اصلا راهکار نمیدم خودشون میدونن من برای همه چیز راهکار دا ...

ببخشید عزیزم کدوم صفحات درباره متن سازی توضیح داده شده.چون من دارم تاپیک های دیگه رو میخونم اینم از نصفه تونستم بیام.

میشه برام یه دونه صلوات بدی مشکلم حل شه؟

سلام بانوی عزیز. شاید سوالم خیلی مرتبط با موضوع بحث نباشه ولی متاسفانه نمیشه از راه دیگه ای هم از تجربه تون استفاده کنم برای همین پیشاپیش از دوستان عذر خواهی میکنم. من الان 26 سالم هست دوست دارم بدونم از نظر شما چه کارهایی انجام بدم تا 10 سال بعد افسوس نخورم که چرا از جوونیم استفاده بهتری نکردم. و اینکه یه زن ایده ال از نظر شما که شخص باتجربه ای هستین چه ویژگی هایی داره.

باز هم عذر خواهی میکنم از عزیزان. ممنون میشم لطف کنید پاسخ بدین.

به جاش تا دلشون بخواد پزشک داریم. هزاران هزار پزشک. پزشکانی که باید طبابت کنن و پول به جیب بزنن، پ ...



دقیقا درسته..خود من هییچ مشکلی نداشتم شوهرم هیچ‌مشکلی نداشت...اما دوسال باردار نشدم...یه سقطیم داشتم...چققد قرص خوردم‌چقد آمپول زدم...دکترم که بهههترین دکتر تو شهر بود...دارو رو گزاشتم کنار آخرشم رفتم پیش یه عطاری تقریبا معروف بود .شرایطمو گفتم از روی کتاب ابن سینا بهم دارو داد...دوماه بعدش باردار شدم. هنوزم که هنوزه شوهرم میگه براهمینه دکترا طب سنتی رو قبول ندارن ...برا اینکه نونشون آجر میشه. واقعا تأسف داره

دعاکن. سپس رها کن. سعی نکن به زور دنبال نتیجه باشی.فقط به خدا اعتماد کن تا درهای درست را درزمان مناسب به رویت باز کند. 

بانو جان جوابمو بده لطفا.الان داشتم تایپک من خودم را دوست دارم میخوندم اونجا نوشتی که بایکی سه ساله قهربودی و اشتی کردی اونم در حدسلام.منم با جاریم قهرم و مقصر دعوا اول خودش بود اینقد حسود و کینه ایه.شوهرم چون پرستاره و برادرای دیگش کار ازاد دارن همه کار مریضی و دوا درمون خونوادی شوهر با شوهرمه.همین جاری که باهام قهر بخدا یه سردرد داشت شوهرم چند دفعه بهش زنگ میزد و احوالشو میپرسید و هر مریضی دیگی داشت یا باشوهرم تماس میگرفت یا شوهرم باهاش تماس میگرفت و منم به خاطر اینکه نگن زنش بده هر وقت مریض بوده خودمم بهش زنگ زدم حتی روزی یک دفعه ولی ادمیکه خوبی یادش نمیمونه و من مریض شدم پانیک گرفتم اینقد میترسیدم نمیتونستم تنها خونه خودم باشم برا همین رفتم روستا خونه پدرشوهرم و حسودی و کینه اش از اینجا شروع شد بیخودی باهام سرسنگین شد وقتی خودمو میدید برو خونتون این چه مریضی که  گرفتی تو نمیتونی بری خونتون جالبیش اینجاس که میگفت پیش جاریای دیگه منم همین مریضو داشتم ولی خونه خودم بودم به جا اینکه بگه اگ شوهرت نبود و شبکار بود بیا خونه ی ما چون خونمون نزدیکه همه.وقتی منو میدید کلا محل نمیداد بعد من یه روز با شوهرش دیدمش سلام کردم دلی اون روشو برگردوند ازم دیگه همین اتو بس بود دستش که هرجا رفت گفت و گفت که من چه بدی کردم سلامم نکرده همه رو ازم پر کرد.تا به دعوا کشید و به شوهرم زنگ زد زنتو جمع کن جمع نکنی ما برات ادمش میکنیم.منم گوشیو از شوهرم گرفتم اینقد فحشو فحش کاری شد.و الان چشم دیدن منو نداره و گفته به یه شرط استی میکنم من برم بگم غلط کردم منو ببخش شرمند بعد اون با منت سرسنگین باهام حرف بزنه هرچند دعوای ما تقصیر حسودیه خودش بود و من نتونستم خودمو دربرابرش کنترل کنم.حالا نمیدونم اشتی کنم چون ۱۱سالم ازم بزرگتره یا کلا بزارمش کنار.ولی جاری دیگم چندتا حرف زده بود از طرف من به دروغ و این بیشتر باعث قهرش شد جاریام خیلی زبون بازن من مثل اونا نیستم نمیدونم چطور با ارامش از حقم دفاع کنم.ننیدونم چطور دروغای اون جاریو رو کنم

🚫لطفا اینقدلایک نکنید🚫کامنت بزارید😁

سلام به همگی


امروز ویدیویی دیدم در مورد تفاوت خواسته ها و نیازهای مرد ....برام جالب بود...


درون هر مرد چیزی هست به نام " ضمیر " یا " نفس " ego ...


هر توجهی از سمت زن ها  , ضمیر و نفس آنها را نوازش می دهد وهمین باعث تقویت ضمیر و بالا رفتن عزت نفس آنها می شود...


شما اگر به مردی محبت و توجه می کنید درواقع دارید ایگو یا ضمیر او را نوازش می کنید..اگه مدام با همسرتون تماس بگیرید...پیام های عاشقانه براش بفرستید..غذاهای آنچنانی براش درست کنید...فداکاری کنید...از خواسته هاتون بگذرید..کاملا مطیع باشید...در واقع دارید نفس او را نوازش می کنید و او این را دوست دارد....این خواسته هر مردی است..


ولی می دونید چیه؟ این نوازش ها حکم پیتزا و بستنی را دارند...هر چند ما  این غذاها را خیلی دوست داریم  ولی فقط برای کوتاه مدت ما را شاد می کنند...هر چقدر بیشتر از این خوراکی ها بخوریم , مطلوبیتشون برای ما کمتر می شود..( اصل کاهش تدریجی مطلوبیت )


نوازش بیش از حد نفس یا ضمیر مردها هم حکم همین خوراکی ها را دارد که به تدریج مطلوبیت آنها برای مرد کم و کمتر می شود....این رفتارها در کوتاه مدت مرد را شاد و خوشحال می کنه ولی در بلند مدت نه!!!


این رفتارها خواسته مردهاست ولی نیاز آنها چیز دیگری است...


نیاز آنها به هورمون تستسترون بر می گردد..آنها زمانی در بلند مدت شاد می شوند که به منظور  بالا بردن میزان هورمون تستسترون در بدنشون برای رسیدن به هدف ها و آرزوهاشون بجنگند...این کار مردانگی آنها را تقویت می کند...


پس برای اینکه در بلند مدت مطلوب مردی باشیم باید کاری کنیم که تبدیل به آرزو و هدف او شویم..


مهم ترین چیزی که یک زن را تبدیل به هدف برای یک مرد می کنه , فتح نیافتنی بودن اون زن است...


اگر زن سهل الوصولی باشیم که به راحتی قانع می شویم..به راحتی کوتاه می آییم...به راحتی به هر خواسته ای تن می دهیم..یک نامه سرگشاده و باز باشیم که هیچ سر و رازی در زندگیمون نداریم..چیزی باقی نمی ماند که مرد بخواهد به دنیال فتح ما باشد...


پس به حکم اصل کاهش تدریجی مطلوبیت , نوازش ضمیر مرد باید در حد اعتدال و به میزانی باشه که تبدیل به یک امر عادی نشود..این گفته گراسیان را فراموش نکنیم:" خوبی کنید ! هر بار اندکی ولی به دفعات!"  


از طرف دیگه برای اینکه در بلند مدت خواستنی باشیم در کنار نوازش های گاه به گاه ضمیر همسرانمون , سعی کنیم دست نیافتنی باشیم..تا حدی سرسخت ...زنی که به راحتی به هر چیزی تن نمی دهد و کوتاه نمی آید...زنی که اصولی برای خودش در زندگی تعریف کرده....زنی  که خواسته ها و برنامه های خودش را در زندگی تعقیب می کند....زنی که حریم خصوصی دارد...






خوشبختانه من از این خانم ها اطرافم زیاد می بینم...زن های موفقی که در عین حال که با محبت های گاه به گاه و حساب شده ضمیر مرد را نوازش می کنند , با کم گویی و کناره گیری های حساب شده اشون مرد را به تکاپو می اندازند که برای فتح دل و قلب آنها مردانگی خودش را به نمایش بگذارد...

مثال می زنم:

تولد همسر جان است.. حتما برای این روز خاص برای ایشون تدارک ببینید تا احساس خاص بودن بهش دست بدهد ..( نوازش ضمیر ) غذای خاص, مهمانی خاص , تدارک خاص...


ولی این میزان سرمایه گذاری و از خود گذشتگی فقط باید مختص روزهای خاص باشد...

در بقیه روزها , خودتون را در اولویت بگذارید....دنبال برنامه ها و اهداف خودتون باشید...


از خود گذشتگی و محبت باید نادر و کمیاب باشد تا قدر دانسته بشود...( اصل کمیابی...هر چه کمیاب شود , انسان بیشتر به دنبال آن می رود و اگر به آن برسد , قدر و ارزش آن را بیشتر می داند..نباید بگذاریم محبت ما مشمول اصل کاهش تدریجی مطلوبیت بشود...)



یا یه مثال دیگه :

هر بار که همسر جان می گه بریم خونه مامان یا خواهر و برادرم , زودتر از ایشون کفش پا نکنید که بریم...

هر از گاهی مخالفت کنید..بگید کار دارم..خوشبختامه من چون پروژه زیاد دارم , آنها را بهانه می کنم....

یادمه هفته پیش که شوهرم خواست خونه خواهرش بره و هر چه اصرار و التماس کردند من نرفتم؛ وقتی رسید خونه خواهرش شروع کرد به بازی ذهنی با من..

با نقشه خواهر شوهر محترم که می دانم تو زرنگی رو دست آنها کسی بلند نشده , یک مهمونی تدارک دیدند...یه سورپرایز پارتی برای دخترم....و عکس هاش را برام فرستادند که چقدر داره بهشون خوش می گذره....من هم نوشتم : از خواهرت خیلی تشکر کن...واقعا براتون خوشحالم ..حسابی خوش بگذرونین....

وقتی هم برگشتند اصلا به رویم نیاوردم...و وقتی شوهرم پرسید چکار کردی ؟ گفتم خیلی خوب بود..واقعا به این تنهایی احتیاج داشتم...


خودم احساس می کنم با این کارها , ارزشم پیش شوهرم و خانواده اش بیشتر می شه...

 از همون مهمونی جاریم تو واتساپ پیام داد و سوال کرد دوستش می تونه از من سوال حقوقی بپرسه..گفتم چقدر باهاش صمیمی هستی؟ اگر زیاد صمیمی هستی جواب سوالش را تلفنی می دهم , در غیر این صورت بگید بیان دفتر...گفت نه زیاد صمیمی نیستم... 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز