2777
2789
عنوان

صمیمیت ممنوع

| مشاهده متن کامل بحث + 395114 بازدید | 1784 پست
ببین عزیزم، جلوی اون رو نگیر و بگذار بره. این یعنی فهم، یعنی درک، یعنی احترام به خواست دیگری. همون ...

درسته....ممنونم از راهنمایی تون ....امیدوارم همیشه سالم و شاد باشید....

خواستی سقط کنی بیا پیش من ..... 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

طناز عزیزم مفهوم کلامت رو درک میکنم اما 

گاهی داشتن یک وضعیت انتخاب خودمون نیست!!!

و نکته ی دیگر اینکه من به این جمله که گاهی باید در سختی بود و شرایط بد را تحمل کرد تا به رشد برسیم اعتقادی ندارم بنظرم تا جایی که امکان دارد ما باید عاقلانه و آگاهانه بین دوراهی های زندگی حتی الامکان یک انتخاب خوب داشته باشیم که مجبور به تحمل شرایط سخت نباشیم که بخواهیم در سختی به رشد برسیم مگر اینکه ما ناگزیر از آن سختی باشیم که بحثش فرق میکند. با احترام به نظر شما عزیزم💕

گاهی داشتن یک وضعیت انتخاب خودمون نیست!!! و نکته ی دیگر اینکه من به این جمله که گاهی باید در سختی ب ...

بله عزیزم

یاد کلام استادم می افتم که همیشه می گفت چیزی که باید به وقتش یاد بگیری رو یاد نگیری بعدا باید با پرداخت هزینه ی سنگین یاد بگیری.

مصداق این سخنو من کاملا درک کردم. هرچند من مشتاق یادگیری بودم اما به وقتش نه کسی بود یادم بده نه از قبل چیزی میدونستم بنابراین با پرداخت هزینه ش یاد گرفتم. 

اما اینم بگم " من هم دوس نداشتم این هزینه ی سنگینو پرداخت کنم."

سلام بانو.من تازه این پست خوندم 

من باخانواده شوهرم  توو ی حیاطیم.حماقت و کوتاه اومدن من و اصرار و زورگویی همسرم باعث شد ازدوران نامزدی کارای ریز و درشت مادرش بیفته گردن من.حتی میرفت مسافرت من باید میرفتم ب خونه زندگیش میرسیدم.تاالان ک ۲سال از عروسیم میگذره.الان دیگه باردارم مدتیه دیگه کاری ب کارشون ندارم کم رفت و امد میکنم ک نتیجه رفتارا و حرفای مادرشه.اما بازم برم اونجا میشینه ب من دستور دادن .دختراش میان بلندنمیشن سرپا انگار وظیفه منه.آرامش از زندگیم رفته.ی مهمون دعوت میکنه مارو هم دعوت میکنه من اصلا راضی نیستم برم ولی مگه ول میکنه چندبارشو میگم نه ولی از چندبار یبار ولکن نیس و مجبورمیشیم بریم.الان ک باردارم بشدت کارها و رفتارا و حماقتای خودم عذابم میده.درنمیزنه میاد توو خونم انگار ن انگار اینجا خونه زندگی و مرز منه.غیرمستقیم هم گفتم اهمیتی براش نداره.میاد وسائل منو میبره امانت استفاده کنه.اصن بریدم دیگه

لایک نکنید توروخدا.اگ نظری دارید ریپلای .مادر شدن لذتیه ک به از دست دادن اندام و پوست و همه چی 

بسیاری از نگرانی هایی که تورا می آزارند، سطحی و بیهوده اند؛  فقط زاییده خیالت هستند و می توانی آن ها را از ذهنت بزدایی. اگر اندیشه ات را به مطالعه کل جهان معطوف کنی، فضای وسیع و گسترده ای دربرابر دیدگانت ملاحظه خواهی کرد. اگر به ابدیت زمان و سرعت تغییر موجودات بیندیشی و زمان بی نهایت پیش از تولد و زمان بی نهایت پس از مرگ را در نظر آوری، خواهی دید که فاصله تولد تا مرگ‌چقدر کوتاه است.

تاملات نوشته مارکوس اورلیوس، کتاب نهم شماره ۳۲

بسیاری از نگرانی هایی که تورا می آزارند، سطحی و بیهوده اند؛  فقط زاییده خیالت هستند و می توانی ...


کاش واقعن بتونم اینجور باشم

استرس دغدغه های بی ارزش ، کیفیت زندگیم رو کاهش داده ، 

اثری که پاک کردنش مستلزم هزینه است ! 

من بتونم این استرس ها و اضطراب ها رو کم کنم ، قدم بزرگیه برام


می تونید بازم از کتاب تون بگید ... ممنون میشم 


راستی هم اسمیم

آنچه تو گنجش توهم می کنی *** از توهم گنج را گم می کنی

تشکر از همه‌ی دوستانی که برای پر بار شدن این تاپیک وقت صرف می‌کنند.


مدتی حدود یک سال بود که دیگه اون فرد مثبت‌اندیش قبل نبودم و بعد از مطالعه‌ی کتاب "چهل و هشت قانون قدرت" حس کردم چیز زیادی از عشق و درک در من باقی نمونده.


اما خوش‌بختانه تونستم با مطالعه‌ی دو کتاب از معلم معنوی خانم گابریل برنشتاین "ابر جاذب" و "قضاوت نادرست ممنوع" مقداری روحیه و تفکرم رو متعادل کنم.


امیدوارم دوستان در این جمع بر خلاف من منفی‌اندیش نشده باشند اما در صورت دچار شدن مطالعه‌ی این دو کتاب می‌تونه مفید باشه.

سلام دوستان.

من امروز متوجه یک مشکل بزرگ شدم.

یک متن توی واتساپ داشتم میخوندم، راجع به گرانی اجناس و علت اعتراض نکردن مردم.

همیشه برای خودمم سوال بود که چرا هیچ اتفاقی نمیفته با این حجم از گرونی.

بعد دیدم نوشته چون ما ملت دلالی شدیم.

طلا میخریم،آرزو می کنیم بره بالا.

ماشین میخریم تا گرونتر بفروشیم، پس آرزومون افزایش قیمت هست و نه کاهشش. دوست داریم ملک بره بالا، تا سرمایه مون اضافه بشه.

مهم نیست برامون که نخوریم و نپوشیم، همین که سرمایه مون رو به افزایش هست برامون کافیه.

ما شدیم میلیاردرهای فقیر. 

گوشی مون خراب بشه شاید وسعمون نرسه بخریم، کامپیوترمون، وسایل برقی مون.

اما زیاد ناراحت نیستیم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

بعد خوندن این متن دیدم چقدر حقیقت داره.

ما دچار مشکل بزرگی هستیم.

اما نمی دونیم.

بهمون نگفتن.

متخصصین اقتصاد و روانشناسی و جامعه شناسی مطرح نکردن.

چون مطرح نکردن و قضیه رو نشکافتن، ما هم درکی نداریم و دنبال چاره نیستیم و هرروز بیشتر فرو میریم در این طرز تفکر.

ما ضعف داریم در جامعه.

اما نه ضعف اقتصادی.

ما ضعف داریم در حوزه علوم انسانی مون.

کسی توی این مملکت فکر نمیکنه.

نخبه هامون رفتن سراغ علوم پزشکی،چون پول اونجا بیشتره.

اما علوم انسانی که جوامع، انسانها،اندیشه ها و ایدئولوژی هارو می سازه کسی سراغش نمیره.

برای همین بدبخت هستیم و جزو جوامع جهان سوم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

مثلا در حوزه همین تاپیک.

کسی راجع به این مسائل با ما حرف نزده.

اگر کسی حرف بزنه، متوجه میشیم ما.

شاید قدرت این رو نداشته باشیم که خودمون یک موضوع رو پیدا کنیم، درک کنیم،تعمیم بدیم و به دیگران هم یاد بدیم، اما مطمئنا اگر کسی برامون تشریح کنه میتونیم متوجه بشیم و از بدبختی و مشکلات بیرون بیایم.

ما ملتی هستیم که متن تولید نمی کنیم.

تجربیاتمون رو نمیگیم، حرف مفید نمی زنیم، ذهن باز نداریم.

پس طبیعی هست که چندین و چند نسلمون درجا بزنن.

طبیعی هست هنوز از اقوام همسر بترسیم.

نتونیم درست فکر کنیم، درست تصمیم بگیریم و درست واکنش نشون بدیم.

خوشا راهی که پایانش تو باشی...

ما بدبخت هستیم، چون در حوزه علوم انسانی ضعف داریم.

باید ضعفمون رو بشناسیم و پوشش بدیم.

برای در جامعه مون هزاران نفر داشته باشیم که متخصص حوزه رفتار با اقوام همسر باشن، هزاران کتاب،هزاران راهکار،هزاران کارگاه عملی.

هزاران نفر باشن که مارو و لایه های پنهانمون رو به ما نشون بدن، اصول رفتار با خودمون و دیگران رو تشریح کنن.

هر کس هم از دیدگاه و رویکرد خاص خودش،تا متونی برای همه طبقات اجتماعی تولید بشه تا همه خوراک فکری داشته باشند.

همه ما گرسنه هستیم. گرسنه فکری. گرسنه عاطفی، گرسنه شخصیتی و ...

خوشا راهی که پایانش تو باشی...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز